تبليغاتX
مشاوران شهرضا
 
مهربانم...امروز و هر روز یاد آورم باش تا در اکنون جاودانه زندگی کنم...نه در گذشته و نه در آینده
 

 

اگر در افراد پيرامون خود کمي تامل کنيم و رفتارشان را زير نظر بگيريم ، متوجه

 مي شويم که بعضي از آنان پر تحرک ، فعال ، شاد ، پويا و خوش بين هستند

 و در هر چيزعادي ، جلوه نويي مي بينند و از هر تجربه اي درسي مي آموزند و خود

 را امير قلمرو تن و روح خويش مي شناسند ؛ اما گروهي ديگر خسته ، فرسوده ،

 کسل و دل مرده هستند و اطراف خود را سراسر ملال آور مي بينند و در برابر حوادث

بي توجه و نااميد هستند ؛ اميد هيچ نوع اصلاحي ندارند و « بوي بهبود از اوضاع جهان»

نمي شنوند.

 

به اين دو گروه ، نام هاي متعددي مي توان داد و آن ها را از جهات گوناگون

مي توان طبقه بندي کرد ؛ اما غالباً به افراد گروه اول ،« شاداب» و به افراد گروه دوم ،

 « افسرده» و يا « کسل» گفته مي شود. البته چنين نيست که به راحتي بتوان هر کسي

 را در اين يا آن گروه گذاشت و براي هميشه تکليفش را روشن کرد.

اگر چه تقريباً همه دوست داريم که ما را شاداب به حساب آورند ، اما گاه ناخواسته

کسل مي شويم و از علت آن بي خبريم. اگر کمي در اين باره فکر کنيم ، مي بينيم

 که حالات روحي، عقايد و تفسيرهاي ما درباره حوادث است که باعث شادابي يا کسالت

 ما مي شود.

به تعبير ديگر ، دل است که گاه مايه شادابي و گاه باعث کسالت ما مي شود. شاداب يا

کسل بودن ما ، به اين بستگي دارد که اطراف خود را چگونه تفسير کنيم و چه تصوري از

آن داشته باشيم.

ضرورت شادي

بهار طرب انگيز ، طلوع خورشيد ، صبح پر لطافت ، آبشارهاي زيبا ، گل هاي رنگارنگ ،

ازدواج و پيوند دو انسان ، و بسياري ديگر از پديده هاي جهان ، براي انسان شادي آور

است. غم نيز جزء زندگي انسان و همزاد اوست: بيماري ، مرگ ، پيري ، تنگدستي و

حوادث ديگر ، خيمه ماتم را در دل آدمي بر پا مي کنند.

 

آري! انسان با اين دو واقعيت روبه روست: گاهي غم و زماني شادي.

 

 شادابي ، به معناي انکار واقعيات و نديدن مشکلات خود و ديگران نيست. شادابي ،

 به معناي چشم بستن بر تلخي هاي زندگي نيست و بالاخره ، شادابي به معناي

خوش بيني بي پايه و خود فريبي نيست.

انسان شاداب ، ناکامي و تلخي را انکار نمي کند ، اما معتقد است که مي توان آن ها

 را به کاميابي و شيريني تبديل کرد. او فشارهاي زندگي را مانند حرکات ورزشي

مي داند که هر چه شديدتر باشد ، بدن او را نيرومند تر خواهد کرد ، او شکست را

مقدمه پيروزي ، و سختي را طليعه آساني مي داند . چنين کسي با نگاه اميدوارانه به

 زندگي و اعتماد به خدا و در نتيجه ، اميد به هدايت او و اعتقاد به نيروهاي دروني

 خود ، دليلي براي افسردگي نمي بيند.

اين شادي ها گاهي براي خود آدمي و زماني براي ديگران است . تبسم به ديگران ،

پوشيدن لباسهاي شاد ، استفاده از بوي خوش ، مهرباني کردن ، شاد کردن مردم و ..

همه براي ايجاد فضاي شاد و در نتيجه تجديد قوا براي ادامه حرکت تکاملي است.

 

آري! با شادي ، زندگي انسان معنا مي يابد و ناکامي و نااميدي و ترس و نگراني بي اثر

مي شود. در پرتو شادي است که انسان مي تواند خودسازي کند و در اجتماع مفيد باشد.

 

عوامل شادي آفرين

1. ايمان

نگاه گذرا به تعاليم ديني نشان مي دهد که از آثار ايمان مذهبي ، شادابي و سرزندگي

 است ؛ چرا که مذهب ، بر زمينه هاي پيدايش شادي سفارش کرده است و نشانه هايش

را ستوده است.

نداشتن نگراني و اضطراب و رسيدن به اطمينان قلبي ، اساس هر نوع شادي است و

 اين ممکن نيست ، مگر با ايمان به قدرت مطلقي که سرچشمه همه نيکي هاست. مهربان

دانستن خداوند و امکان گفت و گوي مستقيم با او ، چراغي از اميد و اطمينان در دل مؤمن

مي افروزد.

 

2. رضايت و شکيبايي

 

در زندگي گاهي مشکلاتي به وجود مي آيد که رفع آنها بيرون از توان انسان است.

 ما ، معمولاً از اين مشکلات خشنود نيستيم و آنها را ، با ديد ظاهري ، مانع اهداف

و اميال خود مي دانيم. بيشتر ناخرسندي هاي ما در همين مواقع بروز مي کند ،

 چون مي خواهيم به هر صورت مشکلات فوق طاقت خود را رفع کنيم ؛ در حالي

 که بهترين راه غلبه بر اين رخدادها ، کنار آمدن با آنها است. راضي بودن به رضاي خدا ،

به انسان آرامش مي بخشد و در سخت ترين حوادث مددکار آدمي مي شود.

 

3. پرهيز از گناه

 

لذت و خوشي ، فقط با عوامل مادي به دست نمي آيد ، بلکه عوامل معنوي هم

در ايجاد شادي مؤثرند. گاهي انجام دادن کارهايي که عادتاً بايد لذت بخش باشند ،

 هيچ لذتي به انسان نمي دهد ، حتي عذاب وجدان هم مي آورد ؛ چرا که روح و وجدان ،

آماده لذت بردن نيستند . يک غذاي لذيذ يا خانه بسيار زيبا ، اگر حرام و نامشروع باشد ،

براي انسان سالم و طبيعي ، تلخ و ناگوار است.

 

پرهيز از گناه ، در بيشتر مواقع ، پرهيز از لذت هاي مادي سطحي است ، اما شادي آور

است ؛ زيرا روح آدمي به گونه اي است که گاهي از "پرهيز" و  "رياضت معقول " ،

سرخوش مي شود . ارضاي تمايلات به هر صورت ، شادي آور نيست ؛ گاهي" پرهيز از

لذت " لذت بخش است .

 

4. مبارزه با نگراني

 

شادي ، نبودن اندوه است. اگر انسان بتواند نگراني ها و اندوه ها را از خود دور کند ، شاد

است. البته انسان هاي شاد نيز گاه غمگين مي شوند که طبيعي است ؛ چرا که بعضي از

غم ها لازمه زندگي است ، اما بسياري از آنها برخاسته از نگراني ها و نااميدي هاست. اين

نگراني ها منشأ مشکلات بسيار ديگري ، از جمله بيماري است.

 

 آري! کساني که دچار دلهره و نگراني باشند ، از هيچ يک از امکانات زندگي ، لذت

 نمي برند.

 

5. تبسم و خنده  

گرمي تبسم و لبخند ، کينه ها را از بين مي برد و به روابط انساني تعادل مي بخشد .

وقتي مي خنديم ، همه چيز به نفع جسم و روح ما پيش مي رود. هنر شاد بودن ، مستلزم

توانايي خنديدن به مشکلات در کوتاه ترين زمان ممکن است.

ما مي توانيم در خنديدن ، کودکان را سرمشق خود قرار دهيم. کودک به طور طبيعي تقريباً

به همه چيز مي خندد ؛ گويي مي داند که يک خنده سير ، او را سالم و متوازن نگه مي دارد.

حتي وقتي انسان عميقاً غمگين و ناراحت است ، بايد هنگام رو به رو شدن با ديگران ،

خود را شاد نشان دهد و تبسم کند.

بايد صادقانه خنديد و شخصيت خود را نيز در نظر داشت. خنده ، آن گاه مؤثر و درمان

بخش است که به موقع باشد و به شخصيت ديگران آسيب نرساند . خنده هاي بي مورد و

تمسخر آميز ، انسان را غافل مي کند و پرده سياهي بر روي عوامل شادي آفرين ديگر

 مي کشد.

 

6. شوخ طبعي

 

شوخ طبعي و خوش رويي را مي توان ساده ترين راه آفرينش شادي دانست. شوخي ،

روح را شاد مي کند و با آفرينش لبخند ، انسان و محيط را شادابي و خرمي مي بخشد .

 خنده ، حتي نيم خند و حتي خيال خنده ، شگفتي مطبوعي به روح انسان مي بخشد که

غالباً با آرامش اعصاب و سبکي ذهن همراه است.

7. بوي خوش

 

در روابط انسان ها ، بوي خوش ، عامل فرح انگيز مهمي است و متقابلاً بوي بد ،

 نااميد کننده و باعث افسردگي است. امام صادق- سلام خدا بر او باد- مي فرمايد

:« رسول خدا براي بوي خوش ، بيشتر از خوراک خرج مي کرد.»

 

8. پوشيدن لباس هاي روشن

 

رنگ ها ، عکس العمل هاي گوناگوني را در انسان بر مي انگيزند. رنگ روشن ،

 شادي آفرين است . در دين نيز به پوشيدن لباس هاي روشن ، توجه زيادي شده است .

پيامبر (ص) فرمودند:« جامه سفيد بپوشيد که نيکوترين رنگ هاست.»

در حال نماز نيز مستحب است که نمازگزار ، لباس سفيد بر تن کند و تاکيد شده است

 که پوشيدن لباس سياه در هنگام نماز ، مکروه است.

 

9. خود آرايي

 

آراستگي ظاهري انسان ، عامل مهمي در جذب افراد به کردارهاي پسنديده است.

 روان شناسان اجتماعي ، آراستگي شکل ظاهري را عامل مؤثري در کارآيي پيام دهي

مي دانند . در اسلام ، آراستگي ظاهري ، امتيازي براي فرد و يکي از نشانه هاي ايمان

 دانسته شده است.

 

10. تلاش و پرهيز از تنبلي

 

کار، جوهر آدمي و نشان حيات او است. آن که تلاش نمي کند و به تنبلي خو کرده ،

 بهره اش از زندگي اندک است و سلامتي اش در خطر ، و شادابي اش بر باد . کار و

تلاش ، استعدادهاي آدمي را شکوفا مي سازد ، از انحراف و لغزش او جلوگيري مي کند

و بر سرزندگي و نشاطش مي افزايد.

 

11. سير و سفر

 

گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره هاي زيبا و آشنايي با آداب و رسوم ملل ، گذشته از

فايده هاي بي شمار مادي و معنوي ، آدمي را از افسردگي مي رهاند و به سلامتي جسم و

روان او کمک مي کند.

 

12. اميد به زندگي

 

در فرهنگ نيايش پيشوايان معصوم (ع ) ، تقاضاي عمر طولاني از خداوند ، آمده است

 و همين را به دوستان خويش نيز آموخته اند. از اين رو در ماه رمضان ، که بهترين زمان

 براي سخن گفتن با خدا است ، اين دعا هر روز تکرار مي شود: « بار خدايا! از تو

 مي خواهم که يکي از مقدرات شب قدر را عمر طولاني ام  قرار دهي.»

 

فلسفه انتظار در مکتب تشيع ، اميدوار ساختن انسان ها به زندگي و آينده برتراست.

نااميدي ، گناهي بزرگ است و از کساني سر مي زند که با خداوند بيگانه اند و به او کفر

 مي ورزند.

در پايان بايد به يک نکته اشاره کرد: برخي از تعاليم ديني ، مانند سفارش به گريه بسيار،

 عزاداري و ... با سرزندگي و نشاط ، ناسازگاري ندارد . گريه از سرعشق به خداوند و يا

هراس از عظمت او ، نه تنها به افسردگي و دلمردگي نمي انجامد ، بلکه نيروي معنوي و

قدرت روحي را افزايش مي دهد.

 

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:40  توسط  منیره ناجي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM