|
مشاوران شهرضا
|
||
|
خدايا ! ياريم ده تا در هرچيزي زيباييش ببينم و تحسين كنم. |

در جوامع كنوني، اغلب والدين خواستار آنند كه فرزندانشان بتوانند راه و روش زندگي خود را به درستي انتخاب كنند يعني اين كه مثلاً به دانشگاه و ديگر مراكز عالي راه يابند و يا در انتخاب همسر دچار هيچ گونه لغزش و سستي نشوند و در نهايت بتوانند در جامعه خود، شخصيت و حرفه خويش را به تثبيت برسانند.اگر از والدين سؤال شود كه آيا دوست دارند فرزندشان در آينده بتواند در اجتماع پيروز و موفق باشد، بي شك پاسخ خواهند داد! «بله، البته!» اما متأسفانه بسياري از والدين حتي كمترين فرصت را به كودكان خود نمي دهند تا آنان مجال اين را داشته باشند كه افكار و احساسات خود را آشكار سازند. اغلب والدين از كودكانشان انتظار دارند كه ساكت بوده و تسليم خواست هاي آنان باشند، به خصوص در اوقاتي كه در خارج از خانه همراه آنان هستند و اين انتظار حداقل تا سن 20 سالگي فرزند ادامه دارد و بعد از اين سن آنان منتظرند كه حصارها شكسته شود و فرزندشان بتواند بر تمامي معضلات اجتماعي فايق آيد!
اجتماعي شدن، بايد آموخته شود
به طور كلي ايجاد يك ارتباط مستحكم در خانواده، از اساسي ترين نمودهاي خانواده اي قدرتمند است و اين ارتباط به كودكان احساس استواري مي دهد؛ يعني اعتماد به نفس و در نهايت يك قدرت دفاعي در برابر هجوم فشارهاي خارجي! اما خود اين ارتباط الزاماً بايستي در روابط مابين پدر و مادر به وجود آيد و آنها به عنوان معلمين اوليه كودكان خود، بهترين نمونه براي هريك از آنها هستند .كودكان بسياري، عادات و رفتار خود را از والدين كسب مي كنند. ولي پيوند اين ارتباط مي بايستي از دوران طفوليت كودكان شروع شده و به طور مستمر ادامه پيدا كند.
به عنوان مثال وقتي مادري در حال پوشانيدن لباس هاي كودك خردسال خود مي باشد بايد به او توضيح دهد كه در حال انجام چه كاري است و يا هم اكنون پدر مشغول انجام چه وظيفه اي مي باشد و حتي الامكان جزييات را نيز توضيح دهد. والدين بايستي تا جايي كه برايشان مقدور است با كودكان خود صحبت كنند و به آنها بفهمانند كه به چه اندازه به آنان علاقه مندند و علت اين عشق و علاقه چه چيز مي باشد! همچنين پدر و مادرها مسئولند كه براي علايق و قدرت تشخيص فرزندان خود احترام قايل شوند، به طوري كه آنها باور كنند كه وجود دارند و مي توانند فكر كنند و نظرياتشان نيز مهم است. والدين همچنين مسئولند كه فرزندان خود را از وقايع پيرامون خود آگاه سازند و به آنان توضيح دهند كه در محيط پيرامونشان چه وقايعي در شرف انجام است؛ حتي اگر آنان قدرت تحليل اين رويدادها را هم نداشته باشند، زيرا توضيحات به آنها مي فهماند كه مي بايستي خود را آماده كنند تا چيزهاي بيشتري بفهمند و حداقل كارآيي اين توضيحات اين است كه كودكان با الفاظ و لغات جديدتري آشنا مي شوند و سرانجام زماني مي رسد كه آنان نيز مي توانند خود را در بحث با شما شريك سازند، آن زمان شما مي توانيد از تمايلات دروني كودكان خود باخبر شويد و در نهايت از علايق اوليه آنان مطلع خواهيد بود.
ارتباط مستلزم صرف وقت است
براي ايجاد يك ارتباط منظم و منطقي، والدين بايستي از اوقات مفيد خود سرمايه گذاري كنند و حتي الامكان اوقات ويژه اي را براي اين مهم در نظر بگيرند. به عنوان مثال اگر شما در حال رانندگي هستيد، مي توانيد راديو ماشين را خاموش كرده و به فرزندتان نشان دهيد كه آماده ايد تا با وي صحبت كنيد و اين امر به او مي فهماند كه گوش دادن به راديو كم اهميت تر از صحبت هاي او مي باشد. به تجربه ثابت شده كه كودكان زماني بيشتر تمايل به ايجاد ارتباط با ديگران دارند كه به آنها اهميت داده شود. يعني پدر و مادر نبايد در حالي كه مشغول انجام كاري هستند با بي اعتنايي فرزند خود را طرف صحبت قرار دهند. متأسفانه يك مشكل اجتماعي كه در ارتباط با بسياري از خانواده ها مطرح مي باشد، اين است كه پدر و مادر هر يك به نوعي تا آن اندازه درگير مسايل خود هستند كه ديگر وقتي براي دلجويي از فرزندان برايشان باقي نمي ماند و اين در حاليست كه اين ارتباط از هر وظيفه اي مهم تر است. پدر يك خانواده نبايد خود را آن قدر گرفتار مسايل خارجي نمايد كه مادر نقش يك مفسر را براي او بازي كند. در ميان عوام جامعه اين طور به نظر مي رسد كه صرف وقت براي صحبت هاي به ظاهر بي ارزش فرزندان كاري بس عبث است. تازه اين دسته اگر قدري انصاف داشته باشند از اوقات بي خاصيت براي صحبت با فرزندانشان استفاده مي كنند اما به راستي، شما پدر و مادري كه در برابر فرزند خود مسئول هستيد براين باوريد؟ آيا اين واقعيت را مي دانيد كه همين صحبت هاي به ظاهر كم ارزش به چه ميزان در بارور شدن شخصيت اجتماعي فرزند شما مؤثر واقع خواهد شد؟! مطمئن باشيد كه اگر يك برنامه ريزي صحيح در تقسيم اوقات خود داشته باشيد اين ايجاد ارتباط هرگز لطمه اي به انجام ديگر وظايف شما وارد نخواهد كرد. به اين مهم نيز توجه داشته باشيد كه فرزندان شما نيازمند صحبت و گوش كردن به حرف هاي شما هستند و انجام اين امر آنقدر پر ارزش و با اهميت است كه جاي آن را هيچ وقت ديگري پر نخواهد كرد!
وقت مناسب چه زماني است؟
از نقطه نظر رواني و از مجموع تحقيقات و تجربياتي كه در اين زمينه به دست آمده، مناسب ترين زمان براي صحبت با فرزندان زماني است كه آنها بايستي به رختخواب رفته و بخوابند! همواره بسياري از مادران گله دارند كه كودكانشان از خوابيدن به موقع سرپيچي مي كنند و بسياري از آنان تمايل دارند همراه با بزرگترها بيدار بمانند. با در نظر گرفتن اين مسأله، پدر و مادر مي توانند بهترين استفاده را از چنين فرصتي بكنند. يعني در حالي كه براي آنها داستان يا واقعه اي مستند تعريف مي نمايند مي توانند آنان را دعوت به خواب كنند و همچنين اين زمان مناسب ترين موقع براي آشنا كردن فرزند با مطالب جديد است، مثلاً مادر مي تواند با نشان دادن كتابي مصور و تعريف وقايع مرتبط، به اطلاعات كودك بيفزايد و يا از تجربيات دوران كودكي خود كه بسياري براي كودك جذاب است تعريف كند. از ديگر زمان هاي مناسب، زمان صرف ناهار و شام است. خوب است حتي الامكان همه افراد خانواده در سر ميز ناهار و شام حاضر باشند و بعد از صرف غذا است كه شما و پدر گرامي مي توانيد با يكديگر مشغول گپ زدن شويد و در مورد مسايل دلخواه كودكان با آنان به مشاوره بپردازيد. اما توجه داشته باشيد كه با صحبت خود موجبات اخلال در غذا خوردن را فراهم نسازيد.
توجه به صحبت هاي كودكان
بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد. به راستي هيچ چيز بدتر از اين يك كودك را نمي رنجاند وقتي كه احساس كند صحبت هاي او براي والدينش بي ارزش تلقي مي شود و والدين به گفته هاي فرزند چندان توجهي ندارد. در بسياري موارد ممكن است حتي داستان ها و وقايعي كه كودك شما تعريف مي كند ساختگي و حتي احمقانه به نظر رسد. اما اين وظيفه شماست كه تمامي حواس خود را متوجه صحبت هاي فرزند خود كنيد و چه بسا بهتر است در موقع گوش دادن، حتي الامكان يك تماس فيزيكي با او برقراري كنيد و با نوازش كردن فرزند خود، به او احساس امنيت و اعتماد به نفس بدهيد زيرا اين حركت شما به كودك مي فهماند كه نكته ها و حرفهايش براي شما مهم تلقي مي شود.
اما يكي از فوايد پرارزش توجه به گفته هاي فرزند در آن است كه شما در ميان پيام هاي جگرگوشه خود، به چگونگي حالات رواني او پي خواهيد برد و اگر احياناً كودك شما از مسئله اي خاص نگراني داشته باشد به طور قطع اين مشكل در گفته هاي او متبلور خواهد شد. بالاخره اين كه اگر به هيچ وجه وقت گوش دادن به حرف هاي فرزند خود را نداريد، حتماً به او قول بدهيد كه بعداً به حرف هايش گوش خواهيد داد. اما نوع برخورد شما در اين ميان نيز حائز اهميت است. زماني كه به صحبت هاي كودك خود گوش مي كنيد هرگز حالتي به خود نگيريد كه او احساس كند، مي خواهيد محكومش كنيد، زيرا در بسياري از موارد يك برخورد نامعقول مي تواند همه چيز را خراب كند و كودك را به اتخاذ موضعي محتاطانه وادارد؛ موضعي كه در نهايت موجب سلب اعتماد به نفس وي خواهد شد .شما پدر و مادر عزيز بايد همواره اين اصل را مد نظر بگيريد كه از كودكانتان يعني افراد جامعه فردا به هيچ عنوان انتظار نداشته باشيد كه طرز تفكري همانند شما داشته باشند اگر آنان طرز تفكري غير از طرز تفكر شما دارند بايستي مورد تشويق قرار گيرند و نقش واقعي ما در آن است كه فرزندان خود را مستقل از خويش تربيت كنيم و اگر زماني اين امر ميسر گرديد، آن وقت پدر و مادر موفقي خواهيم بود.
به نقل از سايت تبيان
" روز جهاني كودك راگرامي ميداريم"
بچه ها می آموزند آن طوری باشند که زندگی می کنند
وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.
وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.
وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.
وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.
وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.
وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.
اما ...
اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.
اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.
اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.
اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.
اگر با توافق زتدگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.
اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.
اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.
اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.
اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.
اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.
برگرفته از وبلاگ :آموزشگاه راهنمايي سلمان فارسي شهرستان ساوه
چگونه كودك را به كتاب خواندن علاقه مند كنيم؟
زماني خواندن يك كتاب براي كودك خوشايند و لذتبخش است كه موجودات خيالي داستان به پرواز در آيند ، قطارها به صورت واقعي حركت كنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زير نورماه به خواب بروند. هنگامي كه براي كودك خود كتاب مي خوانيد فرصت پيدا مي كنيد تا با صداهاي موجودات و شخصيت هاي داستاني سخن بگوييد ، تخيلي رفتار كنيد و حتي مانند يك كودك باشيد . به عبارت ديگر از شخصيت واقعي خود خارج شده و مانند شخصيت هاي داستاني رفتار كنيد . شما تصميم مي گيريد كه چقدر هيجان زده باشيد، شادي كنيد ، يا غمگين و حتي عصباني شويد. چقدر بايد روي يك شخصيت تأكيد كنيد و چه اندازه لازم است كه بر هيجان قصه بيفزاييد، به اين ترتيب نتيجه كار منحصر به فرد خواهد بود.
كودك در سنين خيلي پايين ( شيرخوارگي ) كه دركي از معاني واژه ها ندارد و تفاوت ظريف موجود بين آنها را نمي فهمد، از شنيدن صداهاي متنوع شما و ديدن احساسات و عواطف شما لذت مي برد . اداي عبارت هاي داستان توسط شما حاوي علايم و نشانه هاي محرمانه است كه فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درك مي كنيد.
چگونه براي فرزند خود كتاب مي خوانيد؟ با صداي آهسته ، با لحني گرم و دلنشين ، با شور و حرارت يا ...؟ به هر شيوه اي كه براي كودك خود كتاب بخوانيد، مي توانيد بيش از پيش به او نزديك شده و از كنار يكديگر بودن لذت ببريد. وقتي كه كودك از سنين پايين با كتابخواني آشنا شود، همراهي شما به او كمك مي كند كه به تدريج مهارت هاي فردي خود را گسترش داده و تكامل بخشد. ارزشمندترين دستاورد نيز علاقه مند شدن به كتاب است .
انتخاب كردن كتاب براي كودكان
به دنبال كتاب هايي بگرديد كه داستان هاي خوب و متنوعي دارند، كتاب ها ي مصور و كتاب هايي كه شما نيز از مطالعه آنها لذت مي بريد و كتاب هايي كه با خلق و خوي كودك شما سازگار است .
براي انتخاب كتاب مرحله زندگي كودك خود را در نظر بگيريد، و ببينيد در چه دوره تكاملي قراردارد. نخستين دوره كودكي ، دوره اي است كه بچه ها مهارت هاي سرگرم كننده متعددي را فرا مي گيرند و با شرايط تازه اي روبه رو مي شوند. براي كودكان مختلف و مناسبت هاي گوناگون ، كتاب هاي متنوعي موجود است ، تقريباً درباره هر موضوعي كتاب وجود دارد.
به دنيا آمدن فرزند دوم، نگهداري از كودك ، دوست يابي ، دوستان واقعي و غيرواقعي ، به مدرسه رفتن ، اخلاق هاي خوب ، اخلاق هاي بد ، عواطف و احساسات ، همكاري كردن ، به دكتر رفتن ، به دندانپزشكي رفتن، تنها بودن با خواهر يا برادر خود، خوابيدن و حتي مراسم مذهبي .
آيا تا به حال پس از خواندن عبارتي از يك كتاب به فكر نيفتاده ايد كه : " اين موضوع همان چيزي است كه مي خواهم با كودكم در ميان بگذارم... "؟ خواندن كتاب كودكان ، به بزرگسالان ( والدين ) كمك مي كند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند ، بيان كنند . چيزهايي كه گاه والدين نمي توانند براي اداي آن واژه اي بيابند.
كتابي را براي فرزند خود انتخاب كنيد كه :
- هر دو از خواندن آن لذت مي بريد و به موضوع آن علاقه منديد.
- با خواندن آن ، كودك شما دانستني هايي درباره جهان پيرامون خود مي آموزد.
- به شما كمك مي كند كه آنچه درذهن خود داريد ، بيان كنيد.
-به كودك كمك مي كند تا احساس خوب و مثبتي از خود داشته باشد و به قابليت هاي تازه خود پي ببرد.
- به كودك كمك كند كه بداند در دنياي اطراف او كودكان ديگري هم هستند كه شرايط و احساسات مشابهي با او دارند.
- به كودك كمك كند تا مفاهيم و معاني ارزش ها، سنت ها ، خانواده ، جامعه و... را درك كند.
در سنين شيرخوارگي ، كودك از خواندن چه نوع كتاب هايي لذت مي برد؟
- كودك از بدو تولد از شنيدن صداي كتاب خواندن شما لذت مي برد، براي او شنيدن صداي گرم و دلنشين شما لذتبخش ترين چيز در دنياست . تا زماني كه كودك با حوصله به سخنان شما گوش مي دهد كتابخواني را ادامه دهيد.
- قبل از خواب ، هنگامي كه كودك با شيئي بازي مي كند و آن را روي زمين مي غلتاند زمان مناسبي براي گوش كردن به كتاب خواني شماست.
- به كودك امكان آشنا شدن با كتاب به شيوه خودش را بدهيد. در اين سن ، كودك دوست دارد اشياء را بـِجَود، پاره كند، روي آنها بنشيند يا بايستد . بنابراين از كتابهاي نرم ، پارچه اي و مقاوم استفاده كنيد.
- كتاب هايي كه در هر صفحه ، يك تصوير كامل و مشخص دارند.
- كتاب هايي كه داستان بسيار كوتاه و درباره موضوع هايي آشنا و مملوس با زندگي كودك دارند .
در دوره نوپايي ، مناسب ترين كتاب ها براي كودكان كدامند؟
- داستان هاي كوتاه در باره موضوع هاي مختلف و متنوع .
- كتاب هاي كارتي ( هرصفحه از كتاب يك كارت جداگانه است) و داستان هايي كه از زندگي روزمره كودك سرچشمه گرفته اند.
- كتاب هايي كه اشعار موزون دارند و بچه ها مي توانند آنها را تكراركنند.
- كتاب هايي كه مضمون واحدي دارند . به طور مثال درباره شكل هاي هندسي، رنگ ها يا حروف الفبا نوشته شده اند.
كتاب هاي مورد علاقه كودكان پيش دبستاني كدامند؟
- كتاب هايي كه داستان بلند و كمي پيچيده تردارند.
- كتاب هايي كه اشعار موزوني دارند و درباره زندگي روزمره كودكان نوشته شده اند و براي گسترش دنياي آنها و افزايش دانسته هايشان سودمندند.
- لطيفه ، قصه هاي بلند، قصه هاي محلي و سنتي كه ترسناك نباشند.
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه هيچ گاه بيش از حد به مطالعه كتاب اصرار نكنيد. چون اين امر نتيجه ي معكوس دارد و كودك را از كتاب گريزان مي سازد.
بار ديگر روز جهاني کودک، روز پاسداشت کودک و کودکي، روز پاسداشت نيک سرشتي انسان
و ارج نهادن به اين پاکي و مهر فرا رسيد.
روزي که بايد انديشهاي دوباره به آينده کنيم و کودکان را که مظهر آينده هستند،
بيشتر دريابيم.
اين روز بزرگ و اين رويداد مبارک را به همه کودکان
شادباش مي گوييم.
بازي از فعاليت هاي اساسي کودکان است . آنها از طريق بازي و از راه تجربه ، دنياي اطراف
خويش را مي شناسند . کودکان به هنگام بازي مي توانند به نتيجه ي رفتار خود پي ببرند .
ديدگاهها احساساتشان را بيان نمايند ، با تخيل آرزوهايشان را به واقعيت نزديک نمايند
و بر نگراني ها و اضطراب هاي خود فايق آيند . در حين بازي است که کودکان توانايي هاي
جسمي خود را شناخته و در جهت تقويت و ايجاد مهارت تلاش مي نمايند . از اين رو ارزش
بازي در ابعاد مختلفي چون ارزش هاي جسماني ، عاطفي ، شناختي ، اخلاقي و ديگر
ابعاد قابل پيگيري است .
تعريف :
درک مفهوم بازي و ارايه ي تعريفي منسجم از آن بسيار مشکل است . تلاش هايي
که در اين مسير صورت گرفته ، به پراکندگي تعريف منجر شده است ، در حالي که
به نظر مي رسد ، بايستي تعريف ساده داشته باشد . « ميشل » و « مي سن » - دو تن از
پژوهشگران - مجموعه اي از تعاريف مطرح شده را گردآوري و به اين شکل مطرح کرده اند .
* ويژگيهاي بازي و اسباب بازي
يک بازي و اسباب بازي مناسب داراي ۴ ويژگي است :
1. با سن کودک متناسب است .
2. خلاقيت را تأمين مي کند .
3. داراي قالب و محتواي متنوع است .
4. ساده و در عين حال ايمن است .
اسباب بازي هاي داراي مکانيزم هاي پيچيده و يا ظاهري غيرمعمول ، در برخوردهاي ابتدايي
کودک را هيجان زده کرده و به طور مشخصي او را شادمان مي نمايد . اما در ادامه جذابيت خود
را از دست مي دهد و کودک اقدام به کشف جزئيات آن مي نمايد . در حالي که اسباب بازي هاي
ساده ، در ابتدا هيجان خاصي را در کودک ايجاد نمي کند ، اما در ادامه ، توجه و رغبت کودک
به آن ادامه مي يابد . در هر بار بازي با آن ، به دليل امکان هر نوع تغيير توسط کودک ،
جذابيت افزون تري به وجود مي آورد .
در مقايسه ي مواد طبيعي و مصنوعي نيز ، اثرات مواد طبيعي غيرقابل انکار است به عنوان
مثال استفاده از « خميربازي » در عين تأمين خلاقيت قابل قياس با « گل رس » نمي باشد .
* بازي هاي کامپيوتري :
پيشرفت هاي سريع تکنولوژي و شيوع رايانه و بازي هاي رايانه اي ، همواره پرسش هايي
در مورد ميزان و چگونگي استفاده از آنها را به دنبال دارد . معمولاً اين بازي ها به ۵ گروه
اصلي تقسيم مي شوند :
بازي هاي استراتژيک مثل انواع جورچين ها و پازل ها
· بازي هاي مبارزه اي تک نفره
· بازي هاي ايفاي نقش
· بازي هاي شبيه ساز
· بازي هاي ماجرايي
بر اساس آمارهاي غيررسمي ، بيش از ۹۰ درصد بازي هاي عرضه شده در بازار عموماً
بازي هاي مناسبي نيستند . نقش تخريبي آنها عمدتاً به دليل ارائه ي خشونت ، بي رحمي ،
سکس و ... است .
بايد اذعان نمود که بازي هاي استراتژيک و شبيه ساز داراي اثرات مثبتي در ارتقاء
توانايي هاي ذهني هستند .
ظهور پديده اي جديد « اعتياد به بازي هاي رايانه اي » يادآور اين نکته است که مقدار زمان
استفاده از اين بازي ها در دوره کودکي ، اهميت ويژه اي دارد .
حداکثر زمان استفاده ي مداوم از اين بازي ها بين ۴۵ دقيقه تا ۱ ساعت در روز پيشنهاد مي گردد .
* بازي هاي جسمي :
هدف از اين گروه بازي ها ، ارتقاء مهارت بدني است . تغيير الگوي تغذيه اي و حرکتي و
ضعف مهارتهاي جسماني کودکان ، وجه ديگري از اهميت اين گروه را تأکيد مي نمايد .
· انواع فعاليتهاي حرکتي چون : دويدن ، پريدن و جهيدن . با افزدودن رکوردگيري در هر يک از فعاليتها مي توان جنبه هدف دار نمودن آنها را دنبال کرد .
· فعاليت هايي که با انواع توپ ها مي توان انجام داد .
· مجموعه اي از « دست ورزي ها » ، کار با « گل رس » ، « خميربازي » و « ماسه » .
· مجموعه اي از « نشانه روي ها » که با توپ هاي سبک ، حلقه هاي پلاستيکي و ... مي توان انجام داد .
· فعاليت هايي با هدف تأکيد بر استفاده از حواس ، مانند تشخيص اشياء به کمک لامسه در زمان بسته بودن چشم ها ، حدس وقايع و يا عناصر با کمک حس شنوايي ، بويايي و ...
· تمرين با ابزارهايي چون طناب بازي ، ميله ي تعادل ، دوچرخه و ...
* بازي هاي شناختي :
هدف از اين گروه بازي ها ، بالا بردن مهارت ذهني است .
· انواع پازل ها ، جورچين ها ، مازها ، لگوها
· کشف روابط ، استفاده از بازي هايي چون بازي رابطه ، انواع دمينوها
· کشف شباهت ها و تفاوت ها در دو پديده طبيعي ( چون ميوه ها و گياهان ) و يا تصاوير
· شرح وقايع ، اتفاقات ، داستان ها و ...
· حفظ اشعار موزون و يا آيات قرآن و ...
* بازي هاي اجتماعي :
هدف از انجام اين بازي ها ، بالا بردن مهارت هاي ارتباطي است . بازي هايي چون ايفاي نقش در قالب اعضاي خانواده ، يک گروه خاص ( دريانورد ، کوه نورد و ... ) ، خريد و فروش ، بازي هايي که با اسباب بازي ها و يا آدمک ها انجام مي گيرد .
* بازي هاي خلاق :
هدف از انجام اين گروه ، بالا بردن خلاقيت در افراد است . بايد يادآوري نمود که گروههاي ديگر بازي ها نيز تأمين کننده ي اين هدف هستند . مجموعه اي از وسايل بي استفاده و حتي دورريختني ، مواد طبيعي بي خطر و هر آنچه در اطراف ما وجود دارد ، منابع قابل توجهي براي اين گروه از بازي ها هستند . کودک در اين بازي ها ترکيب عناصر مختلف و شناخته شده و ايجاد يک ترکيب جديد را مي آزمايد . ساخت انواع « کلاژها » عمده ترين فعاليت اين بخش را تشکيل مي دهد .
کلاژهاي کاغذ رنگي ، پارچه ، نخ ،برگ هاي طبيعي ، صدف ها ، حبوبات ، چوب کبريت ، چوب بستني ، تراشه هاي مداد و چوب ، ماسه هاي رنگي و ...
· کاغذ و تا
· برش هاي گوناگون و متقارن کاغذ
· ساخت آويزها ( موبيل )
· ساخت انواع بادبادک ها
· ساخت اشياء ، ميوه ها و حيوانات با گل رس ، خميربازي ، خميرايتاليايي ، خمير چيني و ...
* بازي هاي عاطفي :
هدف از اين گروه بازي ها ، بالا بردن سطح احساسات انساني و نيز شناخت آنها است . در بازي هاي اجتماعي نيز هدف تا حدودي تأمين مي شود . عمده ي فعاليت مناسب اين دوره براي کودک در اين گروه ، نگهداري از حيوانات خانگي و انجام امور ساده ي کشاورزي است . داشتن تکه زمين کوچک يا يک جعبه براي کاشت بذرهاي مختلف و گل ها بسيار قابل توجه است .
* نتيجه گيري :
دستيابي به اهداف مختلف بازي به منظور تأمين رشد در دوره ي کودکي ، زماني ميسر است که بزرگترها با صبر و حوصله با آن برخورد کنند ، بازي را جدي بدانند .
هيچ گاه کودکان را مجبور به بازي خاصي ننمايند و آنها را با هم مقايسه نکنند . براي حصول به نتايج مطلوب ، با کودکان هم بازي باشند و از آن لذت ببرند . بدانيم که انجام يک بازي لذت بخش به زمان و مکان و ابزار خاصي نيازمند نيست و هر زمان و موقعيتي ، در دوره کودکي به سادگي به موقعيت بازي تبديل مي گردد .
|
کودک دو ساله شما ديوار را با ماژيک خط خطي کرده، بچه پنج ساله تان پس از اين که به او کلمه «نه» گفتيد باز هم شيريني مي خواهد، فرزند 7 ساله شما دروغ مي گويد. ممکن است در لحظه اول از عصبانيت منفجر شويد اما براي رسيدن به يک راه حل بهتر بايد صبور بود، به علاوه اين که مي دانيد اگر عصباني شويد در آخر کار با يک عذرخواهي يا قرار گرفتن کودک در وضعيت دفاعي به پايان مي رسد. در واقع آن چه به آن نياز داريد نقشه يک بازي است. اين طرح مي تواند تقريباً راهکار کلي باشد.
روش انضباط 60 ثانيه اي ، طرحي خاص براي به اجرا در آوردن دقيق نظم و انضباط در خانه نيست. اگر روش 60 ثانيه اي را به کار بريد، به نتيجه بهتري دست پيدا خواهيد کرد. اگر اعصاب خود را کنترل کنيد کودکتان بهتر متوجه مي شود که چه انتظاري از او داريد. مطمئن باشيد که با اين کار الگوي رفتاري بهتري خواهيد داشت تا به آنچه از او انتظار داريد دست پيدا کنيد. در اينجا 6 مرحله ساده براي دستيابي به اين هدف وجود دارد: 10 ثانيه اول: واکنش سريع اولين کاري که شما انجام مي دهيد گرفتن ماژيک از کودک ، جدا کردن او از خواهر و برادرانش در موقع دعوا يا بردن کودک به اتاق ديگر است. يکي از متخصصين به اين کار مداخله سريع مي گويد: نبايد توقع داشت که به کودک فرمان ايست دهيد و او هم اجرا کند. هميشه حفظ امنيت بچه ها بر مسائل ديگر مقدم است، اگر در وجود کودکتان هنوز زمينه هاي خطر و درگيري وجود داشته باشد، بهترين راه ، دور کردن او از محيط است. پروفسور و استاد دانشگاه بوستون مي گويد:«شما بايد هر چيزي را که باعث به وجود آمدن مشکلات ديگر شود از دسترس کودک دور کنيد. کودکتان بايد توجه خود را به شما و موقعيتي که در آن قرار دارد معطوف کند. وگرنه خوردن شيريني، و آزار و اذيت خواهر و برادر تبديل به نوعي سرگرمي براي او خواهد شد.» در صورت لزوم خودتان و فرزندتان را از صحنه هياهو و جار و جنجال دور نگاه داريد. در نتيجه امکان اين که کاري انجام دهيد يا حرفي بزنيد که بعداً از يادآوري آن پشيمان شويد، از بين مي رود.
10 ثانيه دوم : حفظ آرامش عصباني شدن کار سختي نيست اما چگونگي کنترل آن مهم است؛ اگر بگوييد که عصباني نمي شوم حرفتان غير منطقي به نظر مي رسد بلکه بايد احساسات بد و خشونت را کنار بگذاريد چون کودکان مي دانند که چه وقت عصباني مي شويد حتي اگر سعي کنيد آن را بروز ندهيد. آن چه که در حقيقت به آن نياز داريد کنترل خشم و عصبانيت است. به گفته يکي از متخصصين اگر در يک خانواده شلوغ و پرهياهو بزرگ شده باشيد که همه فرياد مي زدند، بيان کردن احساسات، کار بسيار مشکلي است. شما بايد کوتاه ترين و مناسب ترين راه را از بين راه هاي گوناگون پيدا کنيد. يعني به جاي اين که بگوييد:« اي پسر بد» با صداي بلند بگوييد:«آ، آ». اين کار باعث آرامش شما مي شود و همچنين کودک ، ديگر احساس حقارت نمي کند. خونسرد بودن علاوه بر اين که اوضاع و احوال را آرامتر مي کند به فرزندتان نيز فرصت مي دهد تا حرفهايتان را بهتر بشنود. اگر فرياد بزنيد، همه چيز را از پايه خراب خواهيد کرد. چون فرزندتان به جاي پي بردن به کار اشتباهي متوجه خشم و ناراحتي شما مي شود. 10 ثانيه سوم : شناخت موقعيت براي چند ثانيه هم شده به آن چه که واقعاً اتفاق افتاده ، توجه کنيد. مادري چندين بار به پسرش در مورد خط کشيدن با مداد بنفش بر روي ديوار اتاق خواب گوشزد مي کند، در و ديوار همه خط خطي بودند و او بسيار عصبي بود به نظر مي رسيد که پسرش پشيمان شده و با عکس العمل مادر ، قلبش شکسته است. چند لحظه بعد با کمي بردباري متوجه مي شود که کار او تقليدي از کتاب «هارولد و مداد شمعي بنفش» بوده است. از نقطه نظر او، اين يک کار «سازنده و خلاق بود.» البته با درک احساسات و عواطف کودکان ، در و ديوار و تخت خواب ، سالم و تميز نمي مانند بلکه باعث بروز احساساتش در يک موقعيت کاملاً استثنايي مي شود.
در نظر گرفتن موقعيت، کار دشوار و سختي است. يعني شما بايد دريابيد که چگونه درگيري و برخورد را از تمام چيزهايي که همانند آن در گذشته بوده و ممکن است در آينده نيز اتفاق بيفتد جدا سازيد و وقتي که به موقعيت مکاني و زماني به عنوان يک اتفاق مجزا ( به جاي يک خطاي تکراري) نگاه مي کنيد، معمولاً متوجه تناقص آن چه کار در ابتدا فکر مي کرديد، خواهيد شد. بداخلاقي يک کودک سه ساله ممکن است مربوط به گرسنگي او باشد، ژوليدگي يک بچه 8 ساله بر سر ميز صبحانه شايد در اثر کمبود خوابش باشد. به عبارت ديگر، مجدداً بايد موقعيت خود را در نظر بگيريد. از خودتان بپرسيد که آيا عواملي وجود دارد که بتوان به کمک آنها از بروز اين رفتار در آينده جلوگيري کرد؟ مانند از بين بردن بعضي محدوديت ها يا عوض کردن قوانين خانوادگي؛ پس هيچ وقت نگوييد :«چند بار به تو گفتم که ...؟» ( حتي اگر بعضي چيزها را 100 دفعه به فرزندتان گفته ايد که چنين چيزي محال است) مهم نيست. باز هم دوباره و دوباره بگوييد. و فقط دوباره. 10 ثانيه چهارم: حرف زدن با کودک اگر به فرزندتان فرصت هيچ کاري را نمي دهيد، پس بهتر است به جاي کنترل کردن وي و نظم بخشيدن به رفتارش، به او مسئوليت بدهيد. به جاي تنبيه کردن ، به او بگوييد که چرا اجازه نمي دهيد بعضي از کارها را انجام دهد، به عنوان مثال: خط هاي روي ديوار با تنبيه پاک نمي شود، گفتن دو يا سه جمله خيلي مؤثرتر است و براي بچه هاي کوچکتر دو يا سه کلمه کفايت مي کند. او دوست دارد که از دهان شما بشنود که چه کار اشتباهي کرده و چگونه مي تواند کار بهتري انجام دهد. گفتن جملاتي مانند:«ما روي ديوار نمي کشيم، ما روي کاغذ نقاشي مي کنيم ؛ يا : نبايد شيريني بخوري چون الان نزديک شام است و بعداً مي تواني آن را بخوري» خيلي مؤثرتر است اگر با فرزندتان بحث و جدل کنيد، علاوه بر اين که نتيجه اي نمي گيريد، بلکه تأثير پذيري او نيز نسبت به حرف هاي شما کاهش مي يابد. به نظر دکتر بهتراست بگوييم :«در مورد آن بعداً صحبت کن». 10 ثانيه پنجم : زمان نتيجه گيري بعضي از والدين فکر مي کنند که تنبيه رکن اصلي نظم و تربيت است، اما بسياري از متخصصين با اين کار مخالفند. به عقيده يکي از آنها: نتيجه گيري زماني لازم است که به ثبات کار مطمئن نباشيم . بيان چهار يا پنج کلمه ساده براي گرفتن شيريني از دست کودک و گفتن : « قبل از شام شيريني نخور» مطمئناً از قاپيدن شيريني بهتر است. با تنبيه کردنکاري پيش نمي رود. اگر کودکان توپ را در خانه پرتاب مي کنند، به جاي تنبيه کردن آنها، بايد توپ را از دسترسشان دور نگاه داشت. اگر نتيجه کار درست همان چيزي است که فکر مي کرديد، کم کم اثربخشي کلامتان نيز به مرور زمان تقويت خواهد شد. اهميت دادن به نتيجه کار فقط براي يک لحظه، باعث مي شود که فرزندتان به طور مکرر کارهاي شما را ناديده بگيرد. آن چه که مهم و مؤثر است، فرصت دادن به کودک براي به دست آوردن تجربه و نتيجه اعمالش است . به طور مثال اگر او بچه ها را بزند ديگر نمي تواند با آنها بازي کند. 10 ثانيه ششم: رفتارهاي منطقي ذهن کودک کاملاً باز و منطقي است و فکر مي کند اگر پدر و مادر يکسره او را زير نظر بگيرند، کار خسته کننده اي است. آنها نظرات و قوانين مختلفي دارند ولي براي به اجرا درآوردن هر کدام از آنها به زمان خاصي نياز دارند. بنابراين خطرات را جدي بگيريد و کاري را که خودتان نمي توانيد انجام دهيد تحميل نکنيد. شما براي زندگي کردن وظايفي داريد يعني با گفتن «آخرين شيريني است که تو مي خوري» و يا «تا يک ماه از بازي خبري نيست» نه تنها باعث ناراحتي کودکتان شده ايد بلکه تقريباً باعث تحليل قواي جسماني خود نيز مي شويد. اکنون همه چيز گفته شد، نقشه 60 ثانيه اي خيلي ساده است، اما نياز به تفکر شما در رسيدن به اهدافتان و به همين ميزان نياز به کنترل بر رفتار خود دارد. منبع : زن روز |
|
بسياري از متخصصين معتقدند كه بهتر است كودكان زير 3 سال اصلا با كامپيوتر و بازيهاي ويديويي آشنا نشوند و تا آنجا كه ممكن است با اسباب بازي هاي قابل لمس و واقعي مثل لگو و خانه سازي و ... سرگرم شوند بعبارت ديگر اسباب بازيهاي انتزاعي براي اين سن مناسب نيست . اما اگر كودك زير 5 سال شما قبلا دسترسي به اين بازيها پيدا كرده است و اين امر بعنوان عادتي براي او در امده است ، بايد هم اكنون به فكر شروع قانون و تعيين حدود براي بكارگيري اين بازي ها باشيد . ابتداد بايد فهميد كه چقدر او بازي كامپيوتري انجام مي دهد و در بقيه زمان آزادش چه كارهايي مي كند . اغلب متخصصان رشد كودك پيشنهاد مي كنند كه مجموع زمان استفاده از صفحه نمايشگر _ كه شامل صفحه تلويزيون ، تماشاي فيلم ويديو و كارتون ، جستو جو در اينترنت ( براي كودكان بزرگتر ) و بازيهاي ويديوئي مي شود _ بايد بين يك ساعت تا حداكثر دو ساعت در روز تعيين شود . اگر كودك شما 45 دقيقه در روز ، بازي كامپيوتري دارد و بعد يك برنامه تلويزيوني مي بيند و مدتي را هم مشغول فعاليت فيزيكي و جست و خيز است ، عملا جاي نگراني نيست . ولي اگر ساعت ها جلوي كامصيوتر باشد و به دسته بازي بچسبد ، يعني بيش از حد مشغول بازي كامپيوتري است . اين چند پيشنهاد را براي به كنترل درآوردن مدت بازي كامپيوتري او طرح مي كنيم |
|
قبل از ارائه بازي كامپيوتري يك محدوديت زماني مشخص را به كودك اطلاع دهيد . براي كودكان در اين محدوده سني مي توانيد از ساعتهاي زمان دار كه معمولا در آشپزخانه ها بكار مي رود ، استفاده كنيد . مثلا به او بگوييد تا اين ساعت زنگ بزند مي تواني بازي كني و عدد آن را براي مثال روي 30 دقيقه قرار دهيد . وقت بازي كه به سر آمد اگر كودك به قانون اهميت داد او را تشويق كنيد و براي تمام كردن بموقع بازي پاداش دهيد .ولي اگر زمان را نديده گرفت يا براي زمان بيشتري وارد چانه زني شد ، به آرامي قوانين بازي را به او توضيح دهيد . اگر مخالفت ادامه داشت مي توانيد بازي با كامپيوتر را به عنوام نتيجه قانون شكني ، براي مدت محددي متوقف كنيد ، مثلا زمان بازي فرداي كودك را بگيريد براي اين اعتراص كودك كه " الان من وسط بازي ام . اينجا جاي خيلي حساس بازي است و .. " راه حلي بينديشيد . اعلب بازيه هاي كامپيوتري ، قابليت ذخيره سازي بازي را دارند . بنابراين ، بدون خراب شدن بازي، كودك قادر است وسط بازي هم، همه چيز را دست نخورده براي نوبت بعدي ذخيره كند . شايد لازم باشد كه اين ذخيره سازي را به او ياد بدهيد چند سرگرمي ديگر براي وقتي كه "زمان بازي تمام شده است " براي كودك در نظر بگيريد . مثل كمك در آشپزي به مامام يا كتاب خواندن با بابا يا مامان ، نقاشي كشيدن و ...اين كار به انحراف توجه او از ابزي كمك مي كند و راحت تر دست از كامپيوتر مي كشد به او بگوييد قبل از بازي كامپيوتري بايد همه كارهايش مثل جمع كردن اتاق و اسباب بازيهايش را انجام داده باشد . يا مثلا قبل از برنامه تلويزيون مورد علاقه بايد اين كارها انجام شده باشد از قرار دادن كامپيوتر در اتاق كودك و هرجائي كه او بتواند دور از چشم شما به بازي مشغول شود ، خودداري كنيد . بطور كلي بهتر است كه كامپيوتر در محلي كه جنبه عمومي تر دارد مثل اتاق نشمين قرار داده شود و جلوي آن نيز امكان نشستن براي دو تا سه نفر فراهم آيد تا هم كاربرد اين وسيله زير نظر باشد و هم بعنوان يك وسيله، به اجتماعي شدن كودك كمك كند عده اي معتقدند كه كامپيوتر باعث ايزوله شدن كاربر و ايجاد بيماريهايي مثل چاقي و تغيير يافت اسكلت بدن ( قوز، انحراف مهره هاي ستون فقرات و ... ) مي شود و البته چنبه هاي مثبت به كارگيري كامپيوتر در آموزش كودكان نيز غيرقابل انكار است : مواردي مثل ديكته، رياضي و درك متون و خيلي از مهارتهاي ديگر . همچنين تقويت مهارت حركتي ظريف كودكان و سرعت عمل آنها با اين بازيها عملي است . اما چراغ خطر مهم اين است كه كامپيوتر جاي روابط اجتماعي كودك را بگيريد و كودك به جاي پيدا كردن دوست با اين وسيله ارتباط برقرار كنند كه اين حالت حتي در كودكان فربيك هم به مراتب تقويت مي شود و عملا كودك در يك حلقه معيوب قرار مي گيرد |
|
|