تبليغاتX
مشاوران شهرضا
 
مشاوران شهرضا
 
 
خدايا ! ياريم ده تا در هرچيزي زيباييش ببينم و تحسين كنم.
 
 

انواع اختلال مدرسه هراسي عبارت است از :

1-ترس حاد

2-ترس مزمن

ترس حاد از مدرسه در هر سني ،از دبستان  و دبيرستان گرفته تا دانشگاه مطرح است.با اين حال، در بين نوجوانان وجوانان احتمال پيدايش چنين واكنش حادي،كمتر از تكرار مشكلات دوران بچگي (مدرسه ابتدايي)است.هر چه كودكان بزرگتر مي شوند،واكنشهاي حاد نسبت به بروز آن در نخستين مرحله كمتر
 مي شود،معمولاًدر بين نوجوانان مدرسه ،هراسي به صورت اختلال پايدار و مزمن بروز مي كند.

ترس مزمن از مدرسه بر خلاف ترس حاد از مدرسه،شامل يكسري مشكلات سازشي است كه به دور ازديگر مسايل خود را نشان مي دهد.چنين بچه هايي ميل دارند نه تنها به مدرسه نروند،بلكه از فعاليتهاي گروهي نيز بدور باشند.آنها در خانه بدون اينكه به دنبال انجام كاري يا سرگرمي باشند ،افسرده وبي حال جلوه

مي كنند.علاوه بر اين ترس آنها به محيط تعميم پيدا مي كند.درنتيجه آنها در كار كردن افراد ديگر ويا موقعيت ناآشنا دچار ناراحتي مي شوند و به جاي ارتباط اجتماعي از دست رفته  با دوستان وهمسالان به  والدين خود روي مي آورند.هر  چه اين واكنشها تكراري وطولاني تر شده باشد،گسترش مسائل سازشي بيشتر است

 

كندي»در سال 1965 انواع ترس از مدرسه را به قرار زير ارائه كرده است:

1-ترس از مدرسه واقعي

2-راهي براي ترس در سراسر زندگي

به نظر او ترس نوع اول براي اولين بار ايجاد مي شود و حملات بعداز بيماري روز چهارشنبه و پنجشنبه در روز شنبه آغاز مي شود.(شنبه روز قبل از تعطيلي يكشنبه است)اين ترس معمولاًدر كلاسهاي اول تا سوم متداول است و نگراني كودك بيشتر از جدايي يا مرگ ومير آنها ناشي مي شود ودر خانواده اشكال خاصي وجود ندارد.

در نوع دوم واكنشي است حاد كه در آينده به نوع ترسهاي ديگر يا مشكلات ديگر منتهي مي گردد و بر خلاف نوع اول چندين بار تكرار مي شود و اين شايد به دليل روابط خانوادگي وگسيختگي آن باشد و معمولاًهم بيشتر در كلاسهاي بالاتر رايج است ولي دراين نوع مثال نوع اول ديگر دانش آموز نگران فوت يا مرگ خانواده اش نيست.به هر حال مي توان از مقايسه دو نوع بالا نتيجه گرفت كه نوع اول ترس از مدرسه ساده تر است كه به درمان هم سريع پاسخ مي دهد ولي نوع دوم پيچيدگي بيشتري دارد

شيوع ورواج:

اين حالت خاص گروه وطبقه اي معين در جامعه اي نيست،امري است كه در بسيار از جوامع حضور وعموميت دارد.در هر مدرسه اي به موارد و نمونه هايي از آن برخورد مي كنيم.در شروع سال تحصيلي ودر كلاس اول رقم آن بالاست ولي بتدريج كه افرادواردمرحله بالاتر مي شونداين رقم كاهش مي يابد

 طبق آمار اين رقم را در سطوح ابتداي 5-8 درصد و در سطوح راهنمايي حدود 2 درصد تخمين زده اند.البته ميزان آن در پسران ودختران يكسان نيست.دختران در اين رابطه گرفتاري بيشتري دارند.مراحل اختلال غالباًبين سالهاي ورود به مدرسه ابتدايي (8-5سال)يا در حين ورود به مدرسه راهنمايي و دبيرستان (14-11سال)بروز مي كند

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 22:14  توسط  منیره ناجي  | 

در تصور ما،مدرسه گريزكودكي است كه بدون اجازه والدينش يا اولياي مدرسه ،از مدرسه غايب مي شود.
گر چه نوع ديگري مدرسه گريز وجود دارد وآن كودكي است كه والدينش او رادر خانه نگاه مي دارندزيرا حضور او در خانه مي تواند منشأء كمك به والدين باشد.بنابراين كودك يا خانواده مي توانند منشاءغيبت از مدرسه باشند.اگر كودك بدون اطلاع پدر يا مادر ازمدرسه غيبت كند،اين را مي توان مدرسه گريزي ناميد ،واگر اين پدر يا مادر است كه آشكارا كودك را ترغيب مي كند كه به مدرسه نرود،مي توان آنرا كناره گيري از مدرسه ناميد.(كه هر دو شكل قضيه در شمار مسايل اجتماعي محسوب مي شوند.)

در مقام مقايسه كودكي كه از مدرسه مي هراسد ممكن است بخواهد كه به مدرسه برود ولي در مي يابد كه نمي تواند.او از يك مسأله عاطفي رنج مي بردكه از اضطراب شديد ناشي از ترك خانه ريشه مي گيرد.او بدين علت نمي تواند به مدرسه برود كه مي ترسد خانه را پشت سر بگذارد.

كودك مبتلا به ترس از مدرسه با مراقبتهاي شديد مادرانه ،اختلال در غذا خوردن ،دردهاي شكمي،حالت تهوع ومشكلات خواب وعلائم باليني اضطراب مشخص مي شود،  در حاليكه كودك گريزان از مدرسه با دروغگويي دائمي،فرار از خانه ودزدي از خانه معرفي مي گردد.«كندي»معتقد است كه كودكان مبتلا به ترس از مدرسه با ترسهاي بيمارگونه درارتباط با حضور در مدرسه،شكايت مداوم جسماني،ارتباط همزيستي بيش از حد با مادر و تعارض بين پدرها ومادرها ومديريت مدرسه توصيف مي شوند.

علامتهاي افتراقي بين ترس از مدرسه وفرار از مدرسه پس از جستجو در منابع مختلف گردآوري شده كه به قرار زير است:

 

فرار از مدرسه

 

1- غيبت به طور متناوب انجام مي شود.                    

2- بدون اطلاع والدين از خانه خارج مي شود .              

 3- همراه با اختلالات رفتاري ديگر مانند دزدي،مصرف مواد مخدر ، دروغگويي مي باشد

      4- با بالا رفتن سن شدت مي يابد.                            

   5- عذر موجهي براي عمل خود ذكر نمي كند.               

 6- از مدرسه و اولياء مدرسه ترسي ندارد.                     

 7- دركلاس ومدرسه داراي رفتاري ناآرام و گاه با پرخاشگری همراه است.

8- بدون عوارض جسماني است.                                

 9- شاگرد ضعف تحصيلي دارد.      

                            ترس از مدرسه:

 

1- فـرد به طور پيوسته و طی دوران كوتاه ياطولاني ازمدرسه رفتن امتناع مي كند.

2- با اطـلاع والدين است ودر منزل مي ماند.

3- اشكال ديگري در رفتار ندارد.

4- با بالا رفتن سن كمتر مي شود.

5- دليلي مثل دوري ازمادريا ترس ازتنبيه مدرسه بيان می کند.                   

6- داراي اضطراب از حضور در مدرسه است .

  7- دركلاس و مدرسه ساكت وگـاه با گريه و   افسردگي همراه است.

8- بـا عــوارضي همـچون دل درد تهـوع وسرگيجه همراه است .

9- كودك ممكـن اسـت از نظـر پيشـرفت تحصيلي ضعيف نباشد.

اين مطالب نشان مي دهدكه اختلال رفتـاري فـرار از مدرسه كه يك مسأله اجتمـاعي است بااختلال عاطفي ترس از مدرسه كه يك مسأله عاطفي وآسيب شناختي است خيلي با يكديگر متفاوت است.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 21:52  توسط  منیره ناجي  | 
 

اصطلاح فوبي مدرسه چيزي است كه زياده از حد سهل گرفته شده است.عموماً اين اصطلاح در رابطه با خودداري از حضور در مدرسه با عناوين ديگر هم مانند: بي ميلي شديد به رفتن به مدرسه يا خودداري مصرانه از رفتن به مدرسه به كار برده مي شود.

فوبياي مدرسه به حقيقت ترسي است كه مايه اصلي آن هراس از مدرسه است و هراس از مدرسه ،تجاربي مثل اضطراب زياد در موقعيت مدرسه است كه دانش آموز از حاضر شدن در مدرسه اجتناب مي كند .زيرا كه مدرسه غالباً نخستين مكاني است كه كودك ناگزير است كه بدون حمايت مادرش در آن روزگار بگذراند،مدرسه نماينده دنياي خارج و نوعي واقعيت است كه با واقعيتي كه كودك در خانه تجربه كرده است متفاوت مي باشد.بعضي كودكان مواجهه با اين واقعيت را نمي توانند تحمل كنند و از اينرو به آن چيزي روي مي آورند كه براي آنها مأنوس تر است و آنجا جايي نيست جز خانه.

چنين كودكاني تمايل به مدرسه رفتن ندارندو يا اگر بروندفرار كرده يك راست به خانه  بر مي گردند.حتي گاهي اوقات براي نرفتن به مدرسه تن به اعمال واقداماتي مي دهند كه براي والدين موجب وحشت باشد وآنها به اين نتيجه برسندكه او رانبايد به مدرسه فرستاد.

كودك مدرسه هراس همراه با ترس خود يك سلسله عوارض جسماني نشان مي دهد مانند :سر درد،دل درد،حالت تهوع،بي اشتهايي و… كه هيچ علت جسماني وفيزيولوژيكي ندارد،فقط ناشي از بهم خوردگي وضع درون است كه به حقيقت از تأثيرات روان بر بدن است كه به صورتهاي مختلفي خود رابروز مي دهد. اين علائم معمولاًصبح زود يا هنگامي كه در مدرسه است ظهور ميكند.نكته اي كه حائز اهميت است اين است كه در روزهاي تعطيل علائم مذكور معمولاًاز بين مي روندچون كودك مي داند كه به مدرسه نخواهد رفت.همچنين اگر پدر ومادر يا پزشك توصيه كنند كه چند روزي كودك در منزل بماند،اين نشانه ها از بين مي روندولي باز درروز قبل از رفتن به مدرسه مجدداًبازگشت مي كندو معمولاًبعضي از والدين با ديدن اين عوارض فشار رفتن به مدرسه را كم مي كنند امابا اينكار ناسازگاري او شدت يافته و كار به جايي خواهد رسيد كه او از بسياري از كارها كناره گيري كرده و درنهايت از مدرسه هم كناره گيري خواهد كرد.

اينان به محض جدايي از والدين و ورود به مدرسه ناراحت شده و گريه وزاري سر مي دهند،سعي دارند ازمدرسه فرار كرده وخود رابه خانه برسانند(غيبت از مدرسه با اطلاع والدين است).اگر هم مادرشان با آنها همراه گردد در آن صورت دركوچه وخيابان عادي هستندولي به هنگاميكه مادر ازمدرسه دور شدگريه سر مي دهند و اشك مي ريزند.اين عده معمولاًداراي مادراني بيش از اندازه حمايت كننده هستند ودر دوران كودكي كمتر ازمادرشان جدا شده انديا محيط خانه دلبستگي زيادي را براي كودك بوجود آورده و محبتهاي افراطي اعضاي خانواده آن را تشديد كرده است. شايع ترين ميزان سير اين اختلال بين سنين7-5 سال است.يعني زماني كه كودكان نسبت به جدايي از والدين خود سازگار ميشوند.افزايش شيوع مجدد اختلال تقريباًدر زمان انتقال از مدرسه ابتدايي به مدرسه  راهنمايي و يا دبيرستان ديده مي شود.البته قابل ذكر است كه وجود اين اختلال در مقاطع تحصيلي بالا احتياج به بررسي عميق داردودرمان هم بسيار مشكلتر است.

 

در پست بعدي به تفاوت بين مدرسه هراسي و مدرسه گريزي خواهيم پرداخت.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 23:3  توسط  منیره ناجي  | 

 

ترس به معناي اخص كلمه عبارتست از«خوف وبيم»ولي در يك تعريف كلي مي توان گفت :«ترس واكنشي است در برابر محركهاي وحشتناك وآزار دهنده .»اگر ترس منطقي وطبيعي باشد مشكل خاصي بوجود نمي آيد،چرا كه گاهي اوقات باعث مي شود شخص با آگاهي و بينايي كافي از مشكلات ومسايل استقبال نمايد و رفتاري از خود نشان دهد تا خود را از خطرات دور نگه دارد.اماترسهاي مرضي و واهي معمولا پايه واساس منطقي ندارند كه به آن فوبي(Phobia  )گفته مي شود.

يكي از انواع ترس ،ترس از مدرسه است كه.......

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 22:38  توسط  منیره ناجي  | 
 
  بالا