|
مشاوران شهرضا
|
||
|
خدايا ! ياريم ده تا در هرچيزي زيباييش ببينم و تحسين كنم. |
اختلال اضطراب اجتماعي
ملاكهاي تشخيصي :
A : ترس قابل ملاحظه و مستمر از يك يا بيش از يك موقعيت اجتماعي ياعملكردهاي كه طي ان شخص با مردم غيراشنا يا نظارت احتمالي توسط ديگران مواجهه ميشود. فرد ترس از آن دارد كه به طريقي عمل كند يا علايم اضطراب نشان دهد كه تحقير كننده يا مايه شرمساري باشد .
* در كودكان بايد قراين توانايي براي برقراري روابط اجتماعي با افراد اشنا وجود داشته باشد و اضطراب نه تنها بايد در تعامل با بزرگسالان بلكه در موقعيتهاي هم سن نيز رخ دهد .
B : مواجهه با موقعيت ترس آور اجتماعي برانگيزاننده ترس تقريبا بدون استثناء به اضطراب منجر ميشود كه ممكن است به صورت حمله هراس وابسته به موقعيت يا داراي زمينه موقعيتي خود را نشان دهد .
* در كودكان اضطراب ممكن است از طريق گريه كردن ، بدخلقي ، سردي يا عقب نشيني از موقعيتهاي اجتماعي تظاهر كند .
C : شخص تشخيص ميدهد كه ترس او افراطي يا غيرمنطقي است .
* در كودكان ممكن است اين ويژگي نباشد .
D : از موقعيتهاي اجتماعي يا عملكردي ترس آور اجتناب ميشود يا اينكه با اضطراب يا نگراني شديد تحمل ميشوند .
E : اجتناب ، انتظار مضطربانه ، نگراني در موقعيت يا موقعيتهاي اجتماعي يا عملكردي به طور قابل ملاحظهاي در كاركرد معمولي شخص ، كاركرد شغلي يا تحصيلي يا فعاليتهاي اجتماعي يا روابط او تداخل ميكند يا فرد داراي نگراني قابل ملاحظه در مورد وقوع هراس است.
F : درافراد زير 18 سال طول مدت اختلال حداقل 6 ماه است .
G : ترس يا جتناب ناشي از اثرات فيزيولوژيكي مستقيم يك ماده يا يك حالت طبي عمومي نبوده و از طريق اختال رواني ديگر (مثل اختلال وحشتزدگي همراه يا بدون گذر هراسي ، اختلال اضطراب جدايي ، اختلال به شكلي بدن ، اختلال نافذ مربوط به رشد يا اختلال شخصيت اسكيزوئيد) بهتر توضيح داده نميشود .
* اگر يك اختلال طبي كلي يا اختلال رواني ديگر وجود داشته باشد ترس در ملاك A با آن ربطي ندارد مثلا ترس مربوط به لكنت زبان ، لرزش در بيماري پاركينسون يا ابراز رفتارهاي نابهنجار مربوط به خوردن در بي اشتهايي رواني يا پراشتهايي رواني نميباشد .
منبع:کتاب طبقه بندی اختلالات روانی (مترجم :دکتر نصرت اله پور افکاری )
اختلال بيش فعالي و كمبود توجه
ملاكهاي تشخيصي :
A : هر يك از موردهاي 1 و2
1- شش يا بيش ازشش مورد از علايم بي توجهي زير كه حداقل به مدت 6 ماه ادامه داشته است و نامتناسب با سطح رشدي است .
بي توجهي :
a : اغلب قادر نيست با دقت به جزيئات توجه كند و از روي بي دقتي در تكاليف درسي ، شغلي يا فعاليتهاي ديگر مرتكب اشتباه ميشود .
b : اغلب در حفظ توجه خود در انجام تكاليف يا فعاليتهاي مربوط به بازي مشكل دارد .
c : وقتي با او صحبت ميشود ، اغلب به نظر ميرسد كه گوش نميدهد .
d : اغلب به دستورات عمل نميكند و قادر نيست تكاليف مدرسه ، كارهاي روزانه يا وظايف شغلي خود را به اتمام برساند (علايم به دليل رفتار مقابلهاي يا عدم درك دستورالعملها نيست) .
e : اغلب در سازماندهي تكاليف و فعاليتها مشكل دارد .
f : اغلب از انجام كارهايي كه نياز به تلاش ذهني مستمر دارد اجتناب ميكند و از آنها متنفر است يا ميلي به انجام آنها ندارد (مثل كار مدرسه يا منزل)
g : اغلب اشياي لازم براي انجام تكاليف يا فعاليتها را گم ميكند (مثل اسباب بازي ، تكاليف مدرسه ، مداد ، كتاب يا ابزار كار)
h : اغلب با محركهاي فرعي ، حواس او به سادگي پرت ميشود .
i : اغلب در فعاليتهاي روزانه فراموشكار است .
2- شش يا بيش از شش مورد از علايم بيش فعالي ، تكانشگري كه حداقل به مدت 6 ماه استمرار داشته است و متناسب با سطح رشدي است .
بيش فعالي :
a : اغلب دست و پاهايش را پيچ و تاب ميدهد يا در جايش آرام نميگيرد .
b : اغلب دركلاس يا در موقعيتهايي كه لازم است آرام بنشيند جاي خود را ترك ميكند .
c : اغلب در موقعيتهاي نامناسب مدام اين طرف و آن طرف ميرود و يا بالا و پايين ميپرد . (در نوجوانان يا بزرگسالان ممكن است به احساسات ذهني بيقراري محدود شود)
d : اغلب در بازي كردن يا انجام فعاليتهاي تفريحي آرام مشكل دارد .
e : اغلب « درحال حركت » است يا آنگونه عمل ميكند كه گويي موتوري او را به حركت وا ميدارد .
f : اغلب پرحرفي ميكند.
g : اغلب قبل از اينكه سوالي كه از او پرسيده شده است تمام شود ، پاسخ ميدهد .
h : اغلب نميتواند منتظر نوبت خود بماند .
I : اغلب صحبت ديگران را قطع ميكند و يا مزاحم صحبت كردن آنها ميشود .
B : قبل از سن 7 سالگي بعضي از علايم بيش فعالي – تكانشگري يا بي توجهي كه موجب تخريب شده وجود داشته باشد .
C : علايم اختلال حداقل در دو (يا بيش از دو) محيط (مثل مدرسه ، محل كار و منزل) مشاهده ميشود .
D : از نظر باليني تخريب قابل ملاحظهاي در كاركرد اجتماعي ، آموزشي يا شغلي ايجاد شده است .
E : علايم منحصرا در ضمن اختلال نافذ مربوطبه رشد ، اسكيزوفرني يا ديگر اختلالات سايكوتيك بروز نكرده و مربوط به ديگر اختلال رواني نيست . (مثل اختلال خلق ، اختلال اضطراب ، اختلال تجزيهاي يا اختلال شخصيت)
- در اوايل كودكي افتراق اختلال كمبود توجه – بيش فعالي از رفتارهاي بهنجار متناسب با سن در كودكان فعال مثل اين طرف و آن طرف دويدن يا شلوغ كردن مشكل است .
- در كودكان مبتلا به عقب ماندگي ذهني ، تشخيص اضافي اختلال كمبود توجه – بيش فعالي تنها زماني بايد داده شود كه علايم بي توجهي يا بيش فعالي فراتر از سن عقلي كودك است .
- كودكاني هم هستند با سطح هوشي بالا كه در محيطهاي كم تحرك تحصيلي قرار ميگيرند و ممكن است در كلاس درس بي توجه باشند .
- افراد مبتلا به رفتارهاي مقابلهاي به دليل عدم تمايل در برآورده كردن خواستههاي ديگران ممكن است در مقابل انجام كارها يا تكاليف مدرسه كه نيازمند خودكاربردي است مقاومت كنند . چنين علايمي را بايد از اجتناب كردن از انجام كارهاي مدرسه كه در كودكان مبتلا به اختلال كمبود توجه – بيش فعال ديده ميشود تميز داد .
- اگر علايم با اختلالات رواني ديگر (مثل اختلال خلق ، اختلال اضطراب ، اختلال تجزيهاي ، اختلال شخصيت ، تغيير شخصيت به دليل يك حالت طبي عمومي يا اختلال مربوط به يك ماده) بهتر مطابقت كند تشخيص اختلال كمبود توجه - بيش فعالي داده نميشود . در كليه اختلالات فوق علايم بي توجهي نوعا شروع بعد از 7 سالگي دارد و سابقه سازگاري مدرسهاي كودك معمولا با رفتار مخرب و شكايات معلم از بي توجهي ، بيش فعالي و رفتار تكانشي همراه نيست .
منبع:کتاب طبقه بندی اختلالات روانی (مترجم :دکتر نصرت اله پور افکاری )
اختلالات يادگيري learning disorder
اختلالات يادگيري زماني تشخيص داده ميشوند كه پيشرفت فرد بر اساس اجراي انفرادي آزمونهاي استاندارد شده در مهارتهاي خواندن ، رياضيات يا بيان نوشتاري ، با توجه به سن ، آموزش و سطح هوش او به طور قابل ملاحظهاي پايينتر از سطح مورد انتظار است مشكلات يادگيري به طور قابل ملاحظهاي با پيشرفت تحصيلي يا فعاليتهايي روزانهاي كه مستلزم خواندن رياضيات يا مهارتهاي نوشتن هستند ، تداخل ميكند .
- اختلالات يادگيري را بايد از تغييرات طبيعي در پيشرفت آموزشگاهي و از مشكلات تحصيلي كه ناشي از فقدان فرصت ، آموزش ضعيف و عوامل فرهنگي هستند ، متمايز كرد . يا كودكاني را كه متعلق به زمينههاي فرهنگي يا قومي متفاوت از فرهنگ مدرسه محل تحصيل خود هستند يا زمان مادري آنها با زبان مرسوم مدرسه متفاوت است و كودكاني كه تحت آموزش ضعيف بودهاند ممكن است در آزمونهاي پيشرفت تحصيلي نمرات پاييني كسب كنند .
- بينايي و شنوايي آسيب ديده هم ممكن است بر قدرت يادگيري فرد تاثير بگذارند از اينرو بايد به وسيله آزمونهاي سنجش بينايي و شنوايي موردبررسي دقيق قرار بگيرند .
- در عقب ماندگي ذهني مشكلات يادگيري متناسب و هماهنگ با آسيب كلي كاركرد هوشي است . با وجود اين در بعضي از افراد مبتلا به عقب ماندگي ذهني خفيف ، سطح پيشرفت تحصيلي در خواندن ، رياضيات يا بيان نوشتاري به طور قابل ملاحظهاي پايينتر از سطوح موردانتظار پايه تحصيلي يا شدت عقب ماندگي ذهني فرد است . در چنين مواردي تشخيص اضافي مناسب اختلال يادگيري بايد داده شود .
- در زمينه اختلال نافذ مربوط به رشد تنها زماني تشخيص اضافي اختلال يادگيري داده ميشود كه آسيب تحصيلي به طور قابل ملاحظهاي پايين تر از سطوح موردانتظار كاركرد هوشي و پايه تحصيلي فرد باشد .
- در افراد مبتلا به اختلالات ارتباطي بايد كاركرد هوشي فرد را با استفاده از ابزارهاي اندازه گيري استاندارد شده براي سنجش ظرفيت هوش غيركلامي ، ارزيابي كرد . در مواردي كه پيشرفت تحصيلي به طور قابل ملاحظهاي پايين تر از اين ظرفيت سنجش شده است ، بايد تشخيص اختلال يادگيري مناسب داده شود .
انواع اختلالات يادگيري
اختلال خواندن
اختلال در رياضيات
اختلال بيان نوشتاري
اختلال يادگيري كه به گونهاي ديگر مشخص نشده است
- اختلالاتي كه معمولا براي اولين بار در دوران نوازدي ، كودكي يا نوجواني تشخيص داده ميشوند .
تهيه بخش جداگانهاي تحت عنوان اختلالاتي براي اولين بار در دوران نوزادي ، كودكي يا نوجواني تشخيص داده ميشوند ، صرفا به منظور تسهيل مطالعه است .نه به معناي طرح اين مبحث كه بين اختلالات دوران كودكي و بزرگسالي تمايز و تفاوت روشني وجود دارد . گرچه اكثر افراد مبتلا به اين گروه از اختلالات معمولا در خلال دوران كودكي يا نوجواني مورد توجه باليني قرار ميگيرند ، گاهي اوقات اين اختلالات تا دوره بزرگسالي تشخيص داده نميشود .
لذا در ارزيابي يك نوازد ، كودك يا نوجوان لازم است كه متخصص باليني نه تنها تشخيصهاي موجود در اين بخش را مورد استفاده قرار دهد بلكه بايد اختلالات توصيف شده در ديگر بخشهاي اين مجموعه را نيز مدنظر داشته باشد . بزرگسالان نيز ممكن است با اختلالات موجود در اين بخش تحت عنوان اختلالاتي كه براي اولين بار در دوران نوازدي ، كودكي يا نوجواني تشخيص داده ميشوند ، تشخيص داده شوند مشروط بر اينكه تظاهرات باليني ملاكهاي تشخيصي مربوطه را داشته باشند .
پريشانيها و بيماريهاي رواني هميشه در اجتماعات بشري وجود داشته است ولي ما از درصد
افراد مبتلا در گذشته اطلاعي نداريم تا با آماري كه امروزه بدست ميآيد بسنجيم و در اينباره
به اظهارنظر قطعي بپردازيم .
با اين همه از مطالعه اسناد ومدارك تاريخي و احوالي كه از پاره اي از گذشتگان باقي مانده
است چنين بر ميآيد كه هيچگاه ناراحتيهاي رواني و تعداد افراد نابهنجار به شدت وكثرت
امروز نبوده است .
بيماريها جاي خود را به اضطراب ، تشويش ، افسردگي و . . . داده است .
در طول قرن بيستم انسان بيش از تمام تاريخ دستخوش دگرگوني از نظر شيوههاي زندگي ،
روابط اجتماعي و مسائل بهداشتي و پزشكي شده است . تلاش شتابزده براي صنعتي شدن
و گسترش سريع شهرنشيني و زندگي ماشيني كه لازمه آن قبول شيوههاي نوين براي زندگي
است . اثر معكوس بر سلامت انسان گذاشته و مسائل جديدي به بار آورده است .
بطور كلي عبارت است از مجموعه علائمي از نظر رواني ، رفتاري كه وجود اين علائم باعث اشكال در عملكرد زندگي فرد شده و وجود علائم فرد را ناراحت كرده باشد .
در كتاب چكيده روانپزشكي باليني تاليف هارولد كاپلان - بنيامين سادوك در تعريف اختلال رواني اينگونه بيان كرده است كه :
نوعي بيماري است كه با تظاهرات روانشناختي و رفتاري همراه است و نيز آشفتگي كه ممكن است ناشي از يك بيماري بيولوژيك ويا اجتماعي و يا روانشناختي و يا حتي ژنتيك يا شيميايي باشد كه در هر بيمار تظاهر و نشانهاي به خصوص دارد .
بطور كلي اصطلاحات متعددي در كتابها ارائه گشته وكلماتي مانند : نابهنجاري ، انحراف رفتار ، رفتار غيرعادي ، رفتار ناسازگارانه ، اختلال رواني مصطلح شده است . اما با توجه به فرهنگ جامعه ما و مسائلي كه در مدرسه مربيان و مشاوران با آن روبرو هستند بايستي سعي كرد از كاربرد بعضي از اصطلاحاتي كه بار منفي آنان زياد است و ممكن است كه منجر به آسيبهاي رواني گردد اجتناب نمود و از واژه مصطلح تري كه در جامعه كمتر واكنش منفي ايجاد ميكند ، استفاده نمود ، مانند واژه « مشكل رفتاري » كه يك واژه قابل قبولي هم هست .
« مشكل رفتاري را به رفتار فردي اطلاق ميكنند كه بدون پايين بودن بهره هوشي ، تعادل رواني و رفتاري او از اندازه عمومي اجتماع خود به دور بوده و داراي شدت ، تكرار و مداومت در زمانها و مكانهاي متعدد ميباشد بطوريكه در عملكردهاي رفتاري ، تحصيلي دچار درماندگي و يا كاهش ميزان كارايي فردي گردد . »
طبقه بندي اختلالات رواني بر اساس DSM-IV
1- اختلالاتي كه معمولا براي اولين بار در دوران نوزادي كودكي يا نوجواني تشخيص داده ميشوند شامل :
- عقب ماندگي ذهني
- اختلالات يادگيري
- اختلال مهارتهاي حركتي
- اختلالات ارتباط
- اختلالات نافذ مربوط به رشد
- اختلالات رفتار مخرب و كمبود توجه
- اختلالات تغذيهاي و خوردن
- اختلالات تيك
- اختلالات دفعي
- ساير اختلالات
2- دليريوم ، زوال عقل ، فراموشي و ساير اختلالات شناختي
3- اختلالات رواني ناشي از يك حالت طبي عمومي
4- اختلالات مرتبط با مواد
5- اسكيزوفرني و ديگر اختلالات سايكوتيك
6- اختلالات خلقي
7- اختلالات اضطرابي
8- اختلالات شبه جسمي
9- اختلالات ساختگي
10- اختلالات تجزيهاي
11- اختلالات جنسي و هويت جنسي
12- اختلالات خوردن
13- اختلالات خواب
14- اختلالات كنترل تكانه كه جاي ديگر طبقه بندي نشدهاند
15- اختلالات سازگاري
16- اختلالات شخصيت
17- ديگر حالاتي كه ممكن است كانون توجه باليني قرار گيرند .
از این به بعد سعی می کنم بعضی از این اختلالات را توضیح مختصری بدهم .
|
|