|
مشاوران شهرضا
|
||
|
خدايا ! ياريم ده تا در هرچيزي زيباييش ببينم و تحسين كنم. |

به جاي اين كه به گذشته نگاه كنيد ،بيست سال بعد
را تصور كنيد.
آن گاه در خواهيد يافت كه امروز بايد چه كنيد تا بيست
سال بعد به آن موقعيت برسيد.
از چه دلتنگ شدي؟ دلخوشيها كم نيست
تمام مردم جهان چيزي دارند كه به خاطر آن سزاوار ستايش باشند.
ستايشها نشانگر ادراك هستند. در خلوت خويش انسانهايي عالي هستيم، و هيچ كس از ديگري بهتر نيست.
نگريستن به عظمت همسايه ات را بياموز و عظمت خودت را نيز بنگر.
از كتاب: نامه هاي عاشقانه
جبران خلیل جبران
هفته بهداشت روانی را گرامی میداریم
اعتماد به نفس، از فرآيندهاي دروني انسان است كه براي رسيدن او به اهدافش ضروري و حتمي است. از گذشته هاي بسيار دور تاكنون موضوع اين بحث با ذكر نام افراد مشهور و موفق همراه بوده و هست. نگاهي به تاريخ انبياء و بزرگان دين و علم، مبيّن اين حقيقت است كه اعتماد به نفس جوهر اصلي كار ايشان بوده، به شكلي كه انسان هاي معاصر، آنها را به صورت الگو و مثال مورد استفاده مكرر قرار مي دهند. مثلاً پشتكار و اعتماد به نفس افرادي چون ابن سينا و ابوريحان بيروني و در دوران معاصر، اشخاصي چون هلن كلر و اديسون مشهور و زبانزد است. بعضي از مردم اين اصطلاح را مثل خيلي از اصطلاحات ديگر روان شناسي اشتباه تعبير مي كنند، در صورتي كه معناي اين موضوع در علم روان شناسي و علوم تربيتي چيز ديگري است.
اعتماد به نفس يك حس رضايت دروني است و ربطي به بيرون و ظاهر زندگي ندارد. افراد به اشتباه اعتماد به نفس را تكرار يك عمل و خبره شدن در آن مي دانند، در صورتي كه اين طور نيست؛ بلكه «اعتماد به نفس» تلاش مداوم است، بدون در نظر گرفتن نتيجه منفي يا حتي مثبت. پس وقتي كه كاري را شروع مي كنيم و مي دانيم كه مي توانيم آن را انجام دهيم اعتماد به نفس واقعي را در خود پرورش نداده ايم. احساس اعتماد به نفس واقعي از باور ما به استحكام شخصيت خود ناشي مي شود. از تعهد ما به اين كه هر چه كه بخواهيم فرقي نمي كند، تلاش فراوان مي كنيم تا عاقبت به آن برسيم.
كليد اصلي اعتماد به نفس در يك كلمه خلاصه مي شود: «تلاش» (ليس للانسان الا ما سعي).
دانش آموزي كه از نتيجه شكست يا قبولي در كنكور نمي هراسد و كوشش فراوان به خرج مي دهد، داراي اعتماد به نفس است و محققي كه از نتيجه شكست يا رد شدن تحقيقاتش ترسي به دل راه نمي دهد و همواره در تكاپوست داراي اعتماد به نفس است؛ پس دوباره تكرار مي كنيم كه اعتماد به نفس يك رضايت دروني است، همراه با تلاش و كوشش مداوم.
|
بعد از «تلاش» كه جوهر اصلي اعتماد به نفس است، مهمترين جزء ديگر اعتماد به نفس مسئله «تدريجي بودن» آن است. اصولاً اعتماد به نفس يك امر تدريجي است، نه دفعي و يك مرتبه اي. به اين معنا كه اين حالت به مرور زمان در انسان شكل مي گيرد. در هيچ موضوع روان شناسي و انساني دارو يا ورد مخصوصي وجود ندارد كه مثلاً يك حالت رواني محض را ايجاد يا كاملاً ضايع كند. هيچ ترس يا اختلال عاطفي يا شخصيتي يك دفعه بهبود پيدا نمي كند. |
اين مربوط به فيلم هاي تخيلي يا افسانه هاي باستاني است كه جادوگري با يك ورد، موش را فيل، يا ترسويي را پهلوان كند. در عالم واقعيت چنين اموري وجود ندارند. كسب مراتب درجه درجه و تدريجي است، لذا اندوختن اراده قوي يا اعتماد به نفس بالا، قطره وار و آهسته است. ابتدا بايد اهداف را مدنظر قرار دهيد و سپس به مرور به تعقيب آنها بپردازيد. بدون فكر شكست به سوي آن حركت كنيد، مطمئن باشيد پيروزي با شماست.
"تبیان"

در جوامع كنوني، اغلب والدين خواستار آنند كه فرزندانشان بتوانند راه و روش زندگي خود را به درستي انتخاب كنند يعني اين كه مثلاً به دانشگاه و ديگر مراكز عالي راه يابند و يا در انتخاب همسر دچار هيچ گونه لغزش و سستي نشوند و در نهايت بتوانند در جامعه خود، شخصيت و حرفه خويش را به تثبيت برسانند.اگر از والدين سؤال شود كه آيا دوست دارند فرزندشان در آينده بتواند در اجتماع پيروز و موفق باشد، بي شك پاسخ خواهند داد! «بله، البته!» اما متأسفانه بسياري از والدين حتي كمترين فرصت را به كودكان خود نمي دهند تا آنان مجال اين را داشته باشند كه افكار و احساسات خود را آشكار سازند. اغلب والدين از كودكانشان انتظار دارند كه ساكت بوده و تسليم خواست هاي آنان باشند، به خصوص در اوقاتي كه در خارج از خانه همراه آنان هستند و اين انتظار حداقل تا سن 20 سالگي فرزند ادامه دارد و بعد از اين سن آنان منتظرند كه حصارها شكسته شود و فرزندشان بتواند بر تمامي معضلات اجتماعي فايق آيد!
اجتماعي شدن، بايد آموخته شود
به طور كلي ايجاد يك ارتباط مستحكم در خانواده، از اساسي ترين نمودهاي خانواده اي قدرتمند است و اين ارتباط به كودكان احساس استواري مي دهد؛ يعني اعتماد به نفس و در نهايت يك قدرت دفاعي در برابر هجوم فشارهاي خارجي! اما خود اين ارتباط الزاماً بايستي در روابط مابين پدر و مادر به وجود آيد و آنها به عنوان معلمين اوليه كودكان خود، بهترين نمونه براي هريك از آنها هستند .كودكان بسياري، عادات و رفتار خود را از والدين كسب مي كنند. ولي پيوند اين ارتباط مي بايستي از دوران طفوليت كودكان شروع شده و به طور مستمر ادامه پيدا كند.
به عنوان مثال وقتي مادري در حال پوشانيدن لباس هاي كودك خردسال خود مي باشد بايد به او توضيح دهد كه در حال انجام چه كاري است و يا هم اكنون پدر مشغول انجام چه وظيفه اي مي باشد و حتي الامكان جزييات را نيز توضيح دهد. والدين بايستي تا جايي كه برايشان مقدور است با كودكان خود صحبت كنند و به آنها بفهمانند كه به چه اندازه به آنان علاقه مندند و علت اين عشق و علاقه چه چيز مي باشد! همچنين پدر و مادرها مسئولند كه براي علايق و قدرت تشخيص فرزندان خود احترام قايل شوند، به طوري كه آنها باور كنند كه وجود دارند و مي توانند فكر كنند و نظرياتشان نيز مهم است. والدين همچنين مسئولند كه فرزندان خود را از وقايع پيرامون خود آگاه سازند و به آنان توضيح دهند كه در محيط پيرامونشان چه وقايعي در شرف انجام است؛ حتي اگر آنان قدرت تحليل اين رويدادها را هم نداشته باشند، زيرا توضيحات به آنها مي فهماند كه مي بايستي خود را آماده كنند تا چيزهاي بيشتري بفهمند و حداقل كارآيي اين توضيحات اين است كه كودكان با الفاظ و لغات جديدتري آشنا مي شوند و سرانجام زماني مي رسد كه آنان نيز مي توانند خود را در بحث با شما شريك سازند، آن زمان شما مي توانيد از تمايلات دروني كودكان خود باخبر شويد و در نهايت از علايق اوليه آنان مطلع خواهيد بود.
ارتباط مستلزم صرف وقت است
براي ايجاد يك ارتباط منظم و منطقي، والدين بايستي از اوقات مفيد خود سرمايه گذاري كنند و حتي الامكان اوقات ويژه اي را براي اين مهم در نظر بگيرند. به عنوان مثال اگر شما در حال رانندگي هستيد، مي توانيد راديو ماشين را خاموش كرده و به فرزندتان نشان دهيد كه آماده ايد تا با وي صحبت كنيد و اين امر به او مي فهماند كه گوش دادن به راديو كم اهميت تر از صحبت هاي او مي باشد. به تجربه ثابت شده كه كودكان زماني بيشتر تمايل به ايجاد ارتباط با ديگران دارند كه به آنها اهميت داده شود. يعني پدر و مادر نبايد در حالي كه مشغول انجام كاري هستند با بي اعتنايي فرزند خود را طرف صحبت قرار دهند. متأسفانه يك مشكل اجتماعي كه در ارتباط با بسياري از خانواده ها مطرح مي باشد، اين است كه پدر و مادر هر يك به نوعي تا آن اندازه درگير مسايل خود هستند كه ديگر وقتي براي دلجويي از فرزندان برايشان باقي نمي ماند و اين در حاليست كه اين ارتباط از هر وظيفه اي مهم تر است. پدر يك خانواده نبايد خود را آن قدر گرفتار مسايل خارجي نمايد كه مادر نقش يك مفسر را براي او بازي كند. در ميان عوام جامعه اين طور به نظر مي رسد كه صرف وقت براي صحبت هاي به ظاهر بي ارزش فرزندان كاري بس عبث است. تازه اين دسته اگر قدري انصاف داشته باشند از اوقات بي خاصيت براي صحبت با فرزندانشان استفاده مي كنند اما به راستي، شما پدر و مادري كه در برابر فرزند خود مسئول هستيد براين باوريد؟ آيا اين واقعيت را مي دانيد كه همين صحبت هاي به ظاهر كم ارزش به چه ميزان در بارور شدن شخصيت اجتماعي فرزند شما مؤثر واقع خواهد شد؟! مطمئن باشيد كه اگر يك برنامه ريزي صحيح در تقسيم اوقات خود داشته باشيد اين ايجاد ارتباط هرگز لطمه اي به انجام ديگر وظايف شما وارد نخواهد كرد. به اين مهم نيز توجه داشته باشيد كه فرزندان شما نيازمند صحبت و گوش كردن به حرف هاي شما هستند و انجام اين امر آنقدر پر ارزش و با اهميت است كه جاي آن را هيچ وقت ديگري پر نخواهد كرد!
وقت مناسب چه زماني است؟
از نقطه نظر رواني و از مجموع تحقيقات و تجربياتي كه در اين زمينه به دست آمده، مناسب ترين زمان براي صحبت با فرزندان زماني است كه آنها بايستي به رختخواب رفته و بخوابند! همواره بسياري از مادران گله دارند كه كودكانشان از خوابيدن به موقع سرپيچي مي كنند و بسياري از آنان تمايل دارند همراه با بزرگترها بيدار بمانند. با در نظر گرفتن اين مسأله، پدر و مادر مي توانند بهترين استفاده را از چنين فرصتي بكنند. يعني در حالي كه براي آنها داستان يا واقعه اي مستند تعريف مي نمايند مي توانند آنان را دعوت به خواب كنند و همچنين اين زمان مناسب ترين موقع براي آشنا كردن فرزند با مطالب جديد است، مثلاً مادر مي تواند با نشان دادن كتابي مصور و تعريف وقايع مرتبط، به اطلاعات كودك بيفزايد و يا از تجربيات دوران كودكي خود كه بسياري براي كودك جذاب است تعريف كند. از ديگر زمان هاي مناسب، زمان صرف ناهار و شام است. خوب است حتي الامكان همه افراد خانواده در سر ميز ناهار و شام حاضر باشند و بعد از صرف غذا است كه شما و پدر گرامي مي توانيد با يكديگر مشغول گپ زدن شويد و در مورد مسايل دلخواه كودكان با آنان به مشاوره بپردازيد. اما توجه داشته باشيد كه با صحبت خود موجبات اخلال در غذا خوردن را فراهم نسازيد.
توجه به صحبت هاي كودكان
بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد. به راستي هيچ چيز بدتر از اين يك كودك را نمي رنجاند وقتي كه احساس كند صحبت هاي او براي والدينش بي ارزش تلقي مي شود و والدين به گفته هاي فرزند چندان توجهي ندارد. در بسياري موارد ممكن است حتي داستان ها و وقايعي كه كودك شما تعريف مي كند ساختگي و حتي احمقانه به نظر رسد. اما اين وظيفه شماست كه تمامي حواس خود را متوجه صحبت هاي فرزند خود كنيد و چه بسا بهتر است در موقع گوش دادن، حتي الامكان يك تماس فيزيكي با او برقراري كنيد و با نوازش كردن فرزند خود، به او احساس امنيت و اعتماد به نفس بدهيد زيرا اين حركت شما به كودك مي فهماند كه نكته ها و حرفهايش براي شما مهم تلقي مي شود.
اما يكي از فوايد پرارزش توجه به گفته هاي فرزند در آن است كه شما در ميان پيام هاي جگرگوشه خود، به چگونگي حالات رواني او پي خواهيد برد و اگر احياناً كودك شما از مسئله اي خاص نگراني داشته باشد به طور قطع اين مشكل در گفته هاي او متبلور خواهد شد. بالاخره اين كه اگر به هيچ وجه وقت گوش دادن به حرف هاي فرزند خود را نداريد، حتماً به او قول بدهيد كه بعداً به حرف هايش گوش خواهيد داد. اما نوع برخورد شما در اين ميان نيز حائز اهميت است. زماني كه به صحبت هاي كودك خود گوش مي كنيد هرگز حالتي به خود نگيريد كه او احساس كند، مي خواهيد محكومش كنيد، زيرا در بسياري از موارد يك برخورد نامعقول مي تواند همه چيز را خراب كند و كودك را به اتخاذ موضعي محتاطانه وادارد؛ موضعي كه در نهايت موجب سلب اعتماد به نفس وي خواهد شد .شما پدر و مادر عزيز بايد همواره اين اصل را مد نظر بگيريد كه از كودكانتان يعني افراد جامعه فردا به هيچ عنوان انتظار نداشته باشيد كه طرز تفكري همانند شما داشته باشند اگر آنان طرز تفكري غير از طرز تفكر شما دارند بايستي مورد تشويق قرار گيرند و نقش واقعي ما در آن است كه فرزندان خود را مستقل از خويش تربيت كنيم و اگر زماني اين امر ميسر گرديد، آن وقت پدر و مادر موفقي خواهيم بود.
به نقل از سايت تبيان
" روز جهاني كودك راگرامي ميداريم"

دوستان بزرگوارم
طاعاتتون قبول.عیدتون مبارک
|
|