تبليغاتX
مشاوران شهرضا
 
مشاوران شهرضا
 
 
خدايا ! ياريم ده تا در هرچيزي زيباييش ببينم و تحسين كنم.
 

 

اوقات فراغت، همان واژه تكراري اما پرطرفدار ميان جوانان، بار ديگر و طبق معمول به مدت سه ماه دغدغه‌ همه جوانان خواهد بود. دغدغه از آن جهت كه براي عده‌اي از جوانان، دلپذيرترين لحظات و براي برخي ديگر ملال‌آورترين دقايق است؛ اين درحاليست كه به زعم كارشناسان، در اوقات فراغت است كه فرد مي‌تواند با پسندها و دوست‌داشتني‌ها خود خلوت كند و شخصيت نهايي خود را بازيابد و آن را ابراز كند؛ بنابراين قابليت‌هاي فرد، غالبا در عرصه فراغت جلوه‌گر مي‌شود و از اين رو تمدن معاصر را «تمدن فراغت» ناميده‌اند.

به گزارش خبرنگار «جوانان» ايسنا برخي افراد معتقدند كه فراغت و بيكاري، فرد را به گرفتاري انداخته و از اين رو، اسباب و انگيزه‌هاي بلا و گرفتاري، منبعث از فراغت همراه با بيكاري است و از آن سرچشمه مي‌گيرد؛ لذا اوقات فراغت به جاي اين كه ارزش و اعتبار فرهنگي پيدا كند، وسيله‌اي براي لذت جويي شده و در نهايت عامل غفلت و فراموشي جوانان مي‌شود.

گرچه فراغت، نتيجه گزينش آزادانه انسان در برابر فرصتهاي زندگي است، ولي غفلت از نحوه گذراندن اوقات فراغت جوانان كه سرمايه ملي هر جامعه محسوب مي‌شوند، فاجعه‌اي ملي در بر خواهد داشت.

به اعتقاد جامعه‌شناسان، يكي از ويژگي‌هاي اوقات فراغت، آزادي انتخاب و نوع فعاليت است، ولي والدين به تصور اين كه بايد وقت فرزندان خود را لزوما پر كنند، بدون توجه به علايق آنها، كلاسهاي مختلف درسي، هنري، ورزشي، اردو و .... را براي آنها تجويز و فرزندانشان را ملزم به شركت در آن مي‌كنند كه اين خود باعث عدم استقبال جوانان مي‌شود.

اين در حاليست كه اگر فراغت از جهتي زير سلطه و عقيده افراد ديگري غير از خود جوانان باشد، ديگر فراغت محسوب نمي‌شود؛ چراكه به عقيده كارشناسان ، افراد در اين ساعات، دست به گزينش مي‌زنند و در برابر فرصتهاي پيش روي خود، انتخاب مي‌كنند.

دانستن اين نكته كه جوان در اوقات فراغت خود دست به چه انتخابهايي مي‌زند، از اهميت ويژه‌اي براي دست اندركاران و برنامه‌ريزان امور جوانان برخوردار است.

تحقيقات اجتماعي نشان مي‌دهد كه يكي از عوامل مهم بزهكاري در جوانان، خالي بودن اوقات فراغت آنهاست و بويژه در اين ايام است كه زمينه‌هاي بزهكاري اجتماعي شكل مي‌گيرد؛ بنابراين برنامه‌ريزي در اين زمينه مكمل برنامه‌هاي رسمي تربيتي جوانان است.

بر اساس بررسي‌هاي انجام شده، به دليل گران شدن روشهاي فعال و ترويج روحيه انزواطلبي در جوانان و محدوديت فضاها و امكانات براي گذراندن اوقات فراغت در سالهاي اخير، گرايش به سمت گذراندن غير فعال اوقات فراغت در بين جوانان بيشتر شده كه اين امر با اهداف فعاليتهاي اوقات فراغت در تضاد است.

تحقيقات بيانگر آن است كه مهمترين نيازهاي فراغتي جوانان به ترتيب شامل گردشگري، مشاركتهاي اجتماعي، فعاليتهاي ورزشي، هنري، فرهنگي، ديني ، مطالعه و كتابخواني، مهارت‌آموزي، آموزش زبان و آموزش رايانه است.

از آنجايي كه شيوه گذراندن اين اوقات به دو نوع فردي (فعال و غيرفعال)‌ و گروهي تقسيم مي‌شود، جوانان ايراني بيشتر شيوه گذراندن اوقات فراغت به شيوه فردي غيرفعال همچون تماشاي تلويزيون را انتخاب مي‌كنند؛ به گونه‌اي كه تماشاي تلويزيون با 82 درصد بيشترين سهم را در گذراندن اوقات فراغت جوانان داشته كه داشتن روحيه انزواطلبي ، خستگي، دغدغه‌ها از عوامل گرايش جوانان به گذراندن اوقات فراغت به شيوه فردي غيرفعال است.

از سوي ديگر بيش از 75 درصد جوانان در اوقات فراغت خود به تماشاي ويديو و CD پرداخته و در اين خصوص فيلم‌هاي سينمايي و موسيقي را به ساير برنامه‌ها ترجيح مي‌دهند.

همچنين بيش از 70 درصد جوانان براي اوقات فراغت خود گوش دادن به موسيقي و بويژه موسيقي پاپ ايراني را انتخاب مي‌كنند.

برپايه اين تحقيقات 36 درصد پاسخگويان در بخشي از اوقات فراغت خود در منزل و براي سرگرمي و تفريح از اينترنت نيز استفاده مي‌كنند.

از ميان برنامه‌هاي تلويزيوني، برنامه‌هاي تفريحي و سرگرمي، با جلب 64 درصد مخاطب، در صدر برنامه‌هاي مورد علاقه جوانان قرار دارند. در اين ميان پرداختن به فعاليتهاي ورزشي 67 درصد و تماشاي مسابقات ورزشي 50 درصد كارهاي مورد علاقه جوانان در اوقات فراغت بوده و همچنين در ميان بازيهاي مورد علاقه نيز بازيهاي كامپيوتري بيش از همه مورد توجه جوانان واقع شده است.

همچنين پرداختن به فعاليتهاي هنري و صنايع دستي با اولويت نقاشي ، طراحي ، گرافيك و نواختن موسيقي از موضوعات مورد توجه 38 درصد جوانان، مسافرت خارج از استان و داخل استان به ترتيب 78 و 22 درصد از ديگر موضوعات مورد توجه جوانان براي گذراندن اوقات فراغت است و از سوي ديگر 44 درصد پاسخگويان در ايام فراغت به كلاسهاي آموزشي مي‌روند.

به گفته كارشناسان، در دنيا طي يك سال، 80 روز به عنوان اوقات فراغت در نظر گرفته شده، اما وجود 90 روز اوقات فراغت در ايران حاكي از تفاوت الگوي ملي كشور ماست. با وجود اين 10 روز اضافه بر سازمان تنها 61 درصد جوانان ايراني اوقات فراغت خود را كافي مي‌دانند.

اين در حاليست كه طول عمر متوسط انسان 8 هزار و 750 ساعت است كه از اين رقم 6 هزار و 830 ساعت (78درصد) به كار و يكهزار و 920 ساعت (22 درصد) به اوقات فراغت اختصاص مي‌يابد.

تحقيقات نشان مي‌دهد كه ميانگين ساعت فراغت جهاني 5 ساعت (22 ساعت) و اين رقم در ايران به دليل فراواني تعطيلات 6 ساعت (25 درصد) است.

هم اكنون بيش از 16ميليون نفر از جمعيت كشور را جوانان تشكيل مي‌دهند كه بايد براي اوقات فراغت آنها در تابستان برنامه‌ريزي شود. در اين راستا اگر 8 هفته و در هفته 2 روز براي جوانان برنامه داشته باشيم برنامه فعال سهميه فراغتي در ايران 267 ميليون نفر در روز مي‌شود؛ اين در حاليست كه گريز از عوارض شهرنشيني از الزامات برنامه‌ريزي در اوقات فراغت است ؛ چراكه زندگي پرتنش شهري همراه با هيجان و فشردگي كارها و خستگي مفرط عوارضي را به همراه خواهد داشت كه براي جلوگيري از عوارض آن بايد اقداماتي را صورت داد؛ چراكه به گفته روانشناسان بسياري از بيماريهاي روان‌تني كه افراد پر كار به آن دچار مي‌شوند به واسطه عدم بهره‌مندي از اوقات فراغت مناسب است.

دكتر ايماني، روانشناس در اين زمينه مي گويد: بي‌توجهي به اين مساله معضلات اجتماعي بسياري را به همراه دارد كه از آن جمله مي‌توان به بسترسازي زمينه‌هاي بزهكاري جوانان و نوجوانان در فصل تابستان اشاره كرد. چنانچه كانونهاي اصلاح و تربيت در اين فصل با بزهكاران جواني مواجه مي‌شوند كه براي اولين بار و به واسطه بيكاري و يا تفريح نادرست دست به بزه زده‌اند.

به گفته وي در جوامعي كه افراد به واسطه بحرانهاي اقتصادي ناچارند زياد كار كنند استراحت كم و در نتيجه اوقات فراغت بسيار اند ك دارند؛ بنابراين تمايلات و نيازهاي روحي و شخصي آنها سركوب شده و در اين گونه جوامع با انسانها مثل ابزار برخورد مي‌شود و به همين دليل بحرانها و آسيبهاي اجتماعي بسياري به واسطه نبود برنامه‌هاي مشخص فراغتي در جامعه بروز مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، تحقيقات سازمان ملي جوانان نشان مي‌دهد كه عليرغم گستردگي جمعيت جوان كشور و تنوع تقاضاها، امكانات اوقات فراغت، تنها پاسخگوي 20 درصد تقاضاي جوانان است، لذا اين امر باعث شده عليرغم تلاشهاي صورت گرفته، 80 درصد جوانان و دانش‌آموزان از نحوه گذراندن اوقات فراغت خود راضي نباشند و 89 درصد آنها توزيع امكانات را ناعادلانه و 79 درصد نيز برنامه‌ها را ناكافي بدانند.

در اين ميان، 71 درصد جوانان معتقدند كه اوقات فراغت آنها به بطالت مي‌گذرد. 80 درصد برنامه‌هاي دولت در امر اوقات فراغت جوانان را مطلوب نمي‌دانند و 89 درصد از بي‌عدالتي در توزيع عادلانه امكانات عمومي براي گذراندن اوقات فراغت شكوه مي‌كنند.

از سوي ديگر 73 درصد جوانان اعتقاد دارند كه والدين به گذراندن اوقات فراغت آنها «زياد و خيلي زياد» 22 درصد «كم و خيلي كم» و 5 درصد «بي‌توجه» هستند. اين در حاليست كه طبق اين تحقيقات 50 درصد جوانان اوقات فراغت خود را با خانواده، 30 درصد با دوستان و 20 درصد به تنهايي سپري مي كنند و 48 درصد آنها نقش تشكلهاي غير دولتي را در پر كردن اوقات فراغت جوانان بسيار مهم دانسته و در اين زمينه 53 درصد براي ايام فراغت خود در تابستان برنامه‌ريزي داشته و 47 درصد هيچ برنامه‌ريزي براي اين ايام ندارند.

اين آمار در حالي مطرح مي‌شود كه كسي نمي‌تواند منكر نقش خطير و بزرگ خانواده در امر برنامه‌ريزي اوقات فراغت جوانان باشد. اما نقش دستگاهها و بويژه سازمان ملي جوانان به عنوان متولي امور جوانان در اين زمينه بسيار مؤثر است. در عين حال، 33 درصد جوانان از فعاليت نهادهاي دولتي ناراضي‌اند و 83 درصد ديگر معتقدند كه مسوولان گام جدي براي حل مشكل اشتغال آنها بر نداشته‌اند.

اين در حاليست كه رسانه‌هاي صوتي و تصويري با 5/23، مطالعه 7/22 و استراحت 7/15 درصد بيشترين فراواني را در پر كردن وقت آزاد جوانان به عهده دارند و 8/62 درصد از جوانان اوقات فراغت خود را درون خانه و در تنهايي و به صورت فردي مي‌گذرانند.

به گزارش ايسنا، سال گذشته سازمان ملي جوانان با صرف اعتباري در حدود 24 ميليارد ريال 12 ميليون جوان را تحت پوشش برنامه‌هاي فراغتي خود قرار داد و در سال جاري نيز با تصويب نهايي بودجه اوقات فراغت جوانان اعتبار هر استان بر اساس دو شاخص درصد جمعيت جوان و ميزان محروميت استان در 30 استان كشور توزيع خواهد شد.

در بيست و هفتمين جلسه شوراي عالي جوانان،، سياست‌هاي اوقات فراغت جوانان با رويكرد نشاط افزايي، تقويت هويت ديني و ملي، عدالت در توزيع امكانات، بهره مندي دختران جوان، مهارت آفريني، استفاده حداكثري از امكانات موجود، حركت جهادي و حركت واقع بينانه با عنايت به شاخص‌هاي منطقه‌اي به تصويب رسيد.

برنامه‌هاي اوقات فراغت جوانان در تابستان سال جاري با محورهاي «ايجاد موج فراگير ورزش در سراسر كشور با تاكيد بر برخورداري روستاها و شهرهاي كوچك»، «طرح انس جوانان با كتاب شامل المپياد كتابخواني و كتابخانه‌هاي سيار»، «اردوهاي جهادي»، «اردوهاي گردشگري، زيارتي و تفريحي»، «گسترش آموزش‌هاي فني و حرفه‌اي»، به تصويب رسيد.

اما بايد منتظر بود تا امسال نيز چه پيش آيد و چه شود...

 

 به نقل از سايت انيستيتو روانپزشكي تهران و مركز تحقيقات بهداشت روان

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 23:0  توسط  منیره ناجي  | 

هر يک از ما انسان ها يگانه هستيم و نگرش ما به زندگي متفاوت از ديگران است.

ارجحيت هاي  خود را داريم و مسائل را به طريقي خاص تفسير مي کنيم. زيرا هر يک از ما به طريق خاصي پرورش يافته ايم و به ما آموزش داده اند تا به طرق خاصي فکر کنيم، بنابراين

همه ي ما روشهاي ظريف خود را در حل تعارضات و دلايل خود را براي توجيه علل وقوع اتفاقات داريم. هر يک از  ما براي اهميت قائل شدن به آنچه که واقعاً مناسب و مهم مي دانيم،

درجه بندي هاي مختلفي  داريم و تقريباً همواره مي توانيم اشتباهاتي را در شيوه هاي فکري و رفتاري ديگران بيابيم و اعتبار ديد خود را نسبت به واقعيتي، با ارائه مثال هايي که تصور مي کنيم

 حقانيت ما را به اثبات مي رساند، مطرح سازيم. خلاصه، شيوه نگرش ما به زندگي از نظر خود ما بر حق، منطقي و صحيح است.

 مشکل اين است که همه همين تصور را دارند!  

 براي آنکه آرام شويد و واکنش کمتري بروز دهيد، به خود يادآوري کنيد که اشکالي ندارد کمي با هم تفاوت داشته باشيم. به جاي آن که از اين حقيقت زندگي تعجب کنيد، مي توانيد بياموزيد که انتظار آن را داشته باشيد و حتي به استقبال آن برويد.  

به جاي آن که وقتي يکي از عزيزانتان با شما مخالفت مي کند عصباني شويد،

سعي کنيد که به خود بگوييد «واضح است که او ديدي متفاوت دارد». به جاي

برخورد تدافعي در مقابل کسي که در تفسير واقعيتي با شما اختلاف نظر دارد، از موارد  

مشترک معدودي که در ديد و تفکر داريد خوشحال و متشکر باشيد.

 

 

همسران، فرزندان، والدين، دوستان، همسايگان ما ( و همه) بر اين عقيده اند که فقط ديد

آنها  دقيق ترين ديدهاست. و مسلماً افراد متوجه نمي شوند که چرا نگرش و تفکر شما با آنان

 متفاوت  است و تصور مي کنند چقدر خوب مي شد اگر شما مانند آنها فکر مي کرديد و در آن صورت

 همه  چيز به خوبي پيش مي رفت. 

با علم به حقيقت اين موضوع، چرا اکثر ما از اين که با ما مخالفت شود، ناراحت و مستأصل  

مي شويم؟ چرا از اظهار نظر، ديدگاه متفاوت، تعبير و تفسير متفاوت شخصي که

 مي شناسيم  يا دوست داريم به آساني ناراحت مي شويم؟ چرا از اين که تصور مي کند ما اشتباه مي کنيم،  

ناراحت مي شويم؟ پاسخ اين سؤالات بسيار ساده است. ما اين نکته را فراموش کرده ايم

که  از ديدگاه روان شناسي، واقعيت هاي هر يک از ما با ديگري متفاوت است. تفسير ما

از وقايع  اطراف به عوامل مختلفي که منحصر به زندگي ماست، بستگي دارد. کودکي و تجربيات ِ

 (مثلاً)  همکارتان با شما متفاوت بوده (و هست)، پس تعبير او از زندگي با شما متفاوت است. اتفاقي  

که او را ناراحت مي کند ممکن است از نظر شما کاملاً بي اهميت به نظر آيد و بالعکس.

 

براي آنکه آرام شويد و واکنش کمتري بروز دهيد، به خود يادآوري کنيد که اشکالي ندارد کمي 

 با هم تفاوت داشته باشيم. به جاي آن که از اين حقيقت زندگي تعجب کنيد، مي توانيد بياموزيد 

 که انتظار آن را داشته باشيد و حتي به استقبال آن برويد. به جاي آن که وقتي يکي از

 عزيزانتان با شما مخالفت مي کند عصباني شويد، سعي کنيد که به خود بگوييد «واضح است که او

ديدي متفاوت دارد». به جاي برخورد تدافعي در مقابل کسي که در تفسير واقعيتي با شما

 اختلاف نظر  دارد، از موارد مشترک معدودي که در ديد و تفکر داريد خوشحال و متشکر باشيد.

 

شما مي توانيد «موافق مخالفت باشيد». اين بدان معني نيست که ديدگاه شما کم اهميت يا  

نادرست است، بلکه شما نبايد در مواجهه بااين حقيقت که ديگران همواره با شما موافق نيستند و يا اين که ديدي متفاوت از شما دارند، مستاصل و درمانده شويد. موارد بسياري وجود دارد که  

پافشاري شما بر نظرات و ارزش هاي خودتان صحيح است، ولي مي توانيد اين کار را با

 احترام ودرک خالصانه نسبت به نظرات ديگران نيز انجام دهيد. با اين کار بسياري از فشارها

و بحث هاي  احتمالي را محو مي کنيد و طرفِ مقابل، احترام قلبي شما را حس مي کند ، در نتيجه واکنش کمتري در قبال شما بروز مي دهد. به علاوه، به مرور که اين ديدگاه را ( که در قبال مخالفت ها، واکنش نشان ندهيد) در اعمال متقابل خود با ديگران بيشتر وارد کنيد، خود را براي شنيدن عقايد ديگران  مشتاق تر خواهيد يافت و در نتيجه احساسات مثبت هر شخصي را گلچين مي کنيد و اجازه چنين کاري را نيز به ديگران مي دهيد. بنابراين همه برنده هستند.

 

اين تغيير ديدگاه به بسياري از ازدواج ها، دوستي ها و روابط خانوادگي کمک مي کند.

اين کار  آسان است و زندگي را شاداب تر مي کند. پس، از امروز سعي کنيد موافق مخالفت ها باشيد. تلاش ارزشمندي است.

منبع : از کاه کوه نسازيد

ترجمه : سهيلا موسوي رضوي

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 22:35  توسط  منیره ناجي  | 

 

نام كتاب :راهنماي انتخاب رشته در آزمون سراسري

 

نگارنده : دكتر مرتضي حاج بابايي مهندس سيد محسن ساداتيان

 

نوبت چاپ : چاپ اول بهار 86

 

ناشر : انتشارات ما و شما

 

 

در اين كتاب كه ماه گذشته اولين چاپ آن به بازار آمده است مطالب زير ارائه مي شود :

 

  • نكات كليدي در انتخاب رشته 

 

  • چگونگي انتخاب رشته

 

  • آشنايي با تنوع رشته ها

 

  • حد نصاب قبولي در هر رشته

 

  • جداول راهنماي حدود تقريبي در صد هر درس ،  رتبه منطقه اي ، كشوري و نمره كل در هر رشته

 

  • جداول در صد ميانگين نمرات در سالهاي گذشته در برخي از رشته ها

 

  • نمونه هايي از كارنا مه هاي پذيرفته شدگان در دو سال اخير

 

  • جداول حدود تقريبي ميانگين 10% آخر رتبه هاي پذيرفته شدگان سال قبل

 

  • جداول حدود تقريبي انتخاب رشته /دانشگاه بر اساس نمره كل در هر گروه آزمايشي

 

  • جداول دامنه تقريبي انتخاب مطمئن براي داوطلبان داراي رتبه هاي مختلف در هر گروه آزمايشي

 

  • بيشترين علاقمند ي داوطلبان هر گروه آزمايشی به رشته هاي مختلف

 

  • چگونگي تخصيص ظرفيت ها در آزمون سراسري

 

  • انواع سهميه ها

 

  • مراحل انتخاب رشته

 

  • عنوان دانشگاهها و دوره هاي موجود در هر گروه آزمايشي

 

  • جدول انتخاب رشته 

و......................

 

 

اين كتابها در 3 جلد جداگانه تحت عناوين زير منتشر شده است :

 

1-   راهنماي انتخاب رشته در آزمون سراسري ويژه گروه رياضي فيزيك 

 

(قيمت : 3000 تومان)

 

2-   راهنماي انتخاب رشته در آزمون سراسري ويژه گروه علوم تجربي

 

 (2500 تومان )

 

3-   راهنماي انتخاب رشته در آزمون سراسري ويژه گروه علوم انساني ،

 

 هنر و زبانهاي خارجي (2500 تومان )

 

 

* اين كتابها با تخفيف ارائه مي شود .

 

 

اين كتابها مورد استفاده براي تمامي مشاوران  و به تفكيك رشته براي

 

دانش آ موزان  شركت كننده در آزمون سراسري مي باشد .

 

اطلاعات موجود در اين كتابها بسيار جامع  و جديد مي باشد.

 

همكاران و دانش آموزان گرامي ساكن شهرضا مي توانند اين كتابها را از

 

كارشناسي مشاوره مديريت آموزش و پرورش شهرضا تهيه كنند.

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:17  توسط  منیره ناجي  | 

بازي از فعاليت هاي اساسي کودکان است . آنها از طريق بازي و از راه تجربه ، دنياي اطراف

خويش را مي شناسند . کودکان به هنگام بازي مي توانند به نتيجه ي رفتار خود پي ببرند .

 ديدگاهها  احساساتشان را بيان نمايند ، با تخيل آرزوهايشان را به واقعيت نزديک نمايند

 و بر نگراني ها و اضطراب هاي خود فايق آيند . در حين بازي است که کودکان توانايي هاي

جسمي خود را شناخته و در جهت تقويت و ايجاد مهارت تلاش مي نمايند . از اين رو ارزش

بازي در ابعاد مختلفي چون ارزش هاي جسماني ، عاطفي ، شناختي ، اخلاقي و ديگر

 ابعاد قابل پيگيري است .

تعريف :

درک مفهوم بازي و ارايه ي تعريفي منسجم از آن بسيار مشکل است . تلاش هايي

 که در اين مسير صورت گرفته ، به پراکندگي تعريف منجر شده است ، در حالي که

به نظر مي رسد ، بايستي تعريف ساده داشته باشد . « ميشل » و « مي سن » - دو تن از

پژوهشگران - مجموعه اي از تعاريف مطرح شده را گردآوري و به اين شکل مطرح کرده اند .

* ويژگيهاي بازي و اسباب بازي

يک بازي و اسباب بازي مناسب داراي ۴ ويژگي است :

1.       با سن کودک متناسب است .

2.       خلاقيت را تأمين مي کند .

3.       داراي قالب و محتواي متنوع است .

4.       ساده و در عين حال ايمن است .

اسباب بازي هاي داراي مکانيزم هاي پيچيده و يا ظاهري غيرمعمول ، در برخوردهاي ابتدايي

کودک را هيجان زده کرده و به طور مشخصي او را شادمان مي نمايد . اما در ادامه جذابيت خود

 را از دست مي دهد و کودک اقدام به کشف جزئيات آن مي نمايد . در حالي که اسباب بازي هاي

 ساده ، در ابتدا هيجان خاصي را در کودک ايجاد نمي کند ، اما در ادامه ، توجه و رغبت کودک

به آن ادامه مي يابد . در هر بار بازي با آن ، به دليل امکان هر نوع تغيير توسط کودک ،

جذابيت افزون تري به وجود مي آورد .

در مقايسه ي مواد طبيعي و مصنوعي نيز ، اثرات مواد طبيعي غيرقابل انکار است به عنوان

 مثال استفاده از « خميربازي » در عين تأمين خلاقيت قابل قياس با « گل رس » نمي باشد .

* بازي هاي کامپيوتري :

پيشرفت هاي سريع تکنولوژي و شيوع رايانه و بازي هاي رايانه اي ، همواره پرسش هايي

 در مورد ميزان و چگونگي استفاده از آنها را به دنبال دارد . معمولاً اين بازي ها به ۵ گروه

اصلي تقسيم مي شوند :

بازي هاي استراتژيک مثل انواع جورچين ها و پازل ها

·         بازي هاي مبارزه اي تک نفره

·         بازي هاي ايفاي نقش

·         بازي هاي شبيه ساز

·         بازي هاي ماجرايي

بر اساس آمارهاي غيررسمي ، بيش از ۹۰ درصد بازي هاي عرضه شده در بازار عموماً

بازي هاي مناسبي نيستند . نقش تخريبي آنها عمدتاً به دليل ارائه ي خشونت ، بي رحمي ،

سکس و ... است .

بايد اذعان نمود که بازي هاي استراتژيک و شبيه ساز داراي اثرات مثبتي در ارتقاء

توانايي هاي ذهني هستند .

ظهور پديده اي جديد « اعتياد به بازي هاي رايانه اي » يادآور اين نکته است که مقدار زمان

 استفاده از اين بازي ها در دوره کودکي ، اهميت ويژه اي دارد .

حداکثر زمان استفاده ي مداوم از اين بازي ها بين ۴۵ دقيقه تا ۱ ساعت در روز پيشنهاد مي گردد .

* بازي هاي جسمي :

هدف از اين گروه بازي ها ، ارتقاء مهارت بدني است . تغيير الگوي تغذيه اي و حرکتي و

 ضعف مهارتهاي جسماني کودکان ، وجه ديگري از اهميت اين گروه را تأکيد مي نمايد .

·         انواع فعاليتهاي حرکتي چون : دويدن ، پريدن و جهيدن . با افزدودن رکوردگيري در هر يک از فعاليتها مي توان جنبه هدف دار نمودن آنها را دنبال کرد .

·         فعاليت هايي که با انواع توپ ها مي توان انجام داد .

·         مجموعه اي از « دست ورزي ها » ، کار با « گل رس » ، « خميربازي » و « ماسه » .

·         مجموعه اي از « نشانه روي ها » که با توپ هاي سبک ، حلقه هاي پلاستيکي و ... مي توان انجام داد .

·         فعاليت هايي با هدف تأکيد بر استفاده از حواس ، مانند تشخيص اشياء به کمک لامسه در زمان بسته بودن چشم ها ، حدس وقايع و يا عناصر با کمک حس شنوايي ، بويايي و ...

·         تمرين با ابزارهايي چون طناب بازي ، ميله ي تعادل ، دوچرخه و ...

* بازي هاي شناختي :

هدف از اين گروه بازي ها ، بالا بردن مهارت ذهني است .

·         انواع پازل ها ، جورچين ها ، مازها ، لگوها

·         کشف روابط ، استفاده از بازي هايي چون بازي رابطه ، انواع دمينوها

·         کشف شباهت ها و تفاوت ها در دو پديده طبيعي ( چون ميوه ها و گياهان ) و يا تصاوير

·         شرح وقايع ، اتفاقات ، داستان ها و ...

·         حفظ اشعار موزون و يا آيات قرآن و ...

* بازي هاي اجتماعي :

هدف از انجام اين بازي ها ، بالا بردن مهارت هاي ارتباطي است . بازي هايي چون ايفاي نقش در قالب اعضاي خانواده ، يک گروه خاص ( دريانورد ، کوه نورد و ... ) ، خريد و فروش ، بازي هايي که با اسباب بازي ها و يا آدمک ها انجام مي گيرد .

* بازي هاي خلاق :

هدف از انجام اين گروه ، بالا بردن خلاقيت در افراد است . بايد يادآوري نمود که گروههاي ديگر بازي ها نيز تأمين کننده ي اين هدف هستند . مجموعه اي از وسايل بي استفاده و حتي دورريختني ، مواد طبيعي بي خطر و هر آنچه در اطراف ما وجود دارد ، منابع قابل توجهي براي اين گروه از بازي ها هستند . کودک در اين بازي ها ترکيب عناصر مختلف و شناخته شده و ايجاد يک ترکيب جديد را مي آزمايد . ساخت انواع « کلاژها » عمده ترين فعاليت اين بخش را تشکيل مي دهد .

کلاژهاي کاغذ رنگي ، پارچه ، نخ ،‌برگ هاي طبيعي ، صدف ها ، حبوبات ، چوب کبريت ، چوب بستني ، تراشه هاي مداد و چوب ، ماسه هاي رنگي و ...

·         کاغذ و تا

·         برش هاي گوناگون و متقارن کاغذ

·         ساخت آويزها ( موبيل )

·         ساخت انواع بادبادک ها

·         ساخت اشياء ، ميوه ها و حيوانات با گل رس ، خميربازي ، خميرايتاليايي ، خمير چيني و ...

* بازي هاي عاطفي :

هدف از اين گروه بازي ها ، بالا بردن سطح احساسات انساني و نيز شناخت آنها است . در بازي هاي اجتماعي نيز هدف تا حدودي تأمين مي شود . عمده ي فعاليت مناسب اين دوره براي کودک در اين گروه ، نگهداري از حيوانات خانگي و انجام امور ساده ي کشاورزي است . داشتن تکه زمين کوچک يا يک جعبه براي کاشت بذرهاي مختلف و گل ها بسيار قابل توجه است .

* نتيجه گيري :

دستيابي به اهداف مختلف بازي به منظور تأمين رشد در دوره ي کودکي ، زماني ميسر است که بزرگترها با صبر و حوصله با آن برخورد کنند ، بازي را جدي بدانند .

هيچ گاه کودکان را مجبور به بازي خاصي ننمايند و آنها را با هم مقايسه نکنند . براي حصول به نتايج مطلوب ، با کودکان هم بازي باشند و از آن لذت ببرند . بدانيم که انجام يک بازي لذت بخش به زمان و مکان و ابزار خاصي نيازمند نيست و هر زمان و موقعيتي ، در دوره کودکي به سادگي به موقعيت بازي تبديل مي گردد .

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:14  توسط  منیره ناجي  | 

 

اعتماد به نفس، از فرآيندهاي دروني انسان است كه براي رسيدن او به اهدافش

 ضروري و حتمي است. از گذشته هاي بسيار دور تاكنون موضوع اين بحث با ذكر

 نام افراد مشهور و موفق همراه بوده و هست. نگاهي به تاريخ انبياء و بزرگان دين

 و علم، مبيّن اين حقيقت است كه اعتماد به نفس جوهر اصلي كار ايشان بوده،

 به شكلي كه انسان هاي معاصر، آنها را به صورت الگو و مثال مورد استفاده

مكرر قرار مي دهند. مثلاً پشتكار و اعتماد به نفس افرادي چون ابن سينا و

ابوريحان بيروني و در دوران معاصر، اشخاصي چون هلن كلر و اديسون مشهور

 و زبانزد است. بعضي از مردم اين اصطلاح را مثل خيلي از اصطلاحات ديگر

روان شناسي اشتباه تعبير مي كنند، در صورتي كه معناي اين موضوع در علم

 روان شناسي و علوم تربيتي چيز ديگري است.

اعتماد به نفس يك حس رضايت دروني است و ربطي به بيرون و ظاهر زندگي ندارد.

 افراد به اشتباه اعتماد به نفس را تكرار يك عمل و خبره شدن در آن مي دانند،

 در صورتي كه اين طور نيست؛ بلكه «اعتماد به نفس» تلاش مداوم است، بدون

 در نظر گرفتن نتيجه منفي يا حتي مثبت. پس وقتي كه كاري را شروع مي كنيم

 و مي دانيم كه مي توانيم آن را انجام دهيم اعتماد به نفس واقعي را در خود

 پرورش نداده ايم. احساس اعتماد به نفس واقعي از باور ما به استحكام

شخصيت خود ناشي مي شود. از تعهد ما به اين كه هر چه كه بخواهيم فرقي

 نمي كند، تلاش فراوان مي كنيم تا عاقبت به آن برسيم.

 

كليد اصلي اعتماد به نفس در يك كلمه خلاصه

 

مي شود:

 

 

«تلاش»

 

 

(ليس للانسان الا ما سعي).

 

دانش آموزي كه از نتيجه شكست يا قبولي در كنكور نمي هراسد و كوشش فراوان

 به خرج مي دهد، داراي اعتماد به نفس است و محققي كه از نتيجه شكست

 يا رد شدن تحقيقاتش ترسي به دل راه نمي دهد و همواره در تكاپوست داراي

اعتماد به نفس است؛ پس دوباره تكرار مي كنيم كه اعتماد به نفس يك رضايت

دروني است، همراه با تلاش و كوشش مداوم.

 

 

 بدون فكر شكست به سوي آن حركت كنيد، مطمئن باشيد پيروزي با شماست.

 

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 23:32  توسط  منیره ناجي  | 
 
  بالا