تبليغاتX
مشاوران شهرضا
 
مشاوران شهرضا
 
 
خدايا ! ياريم ده تا در هرچيزي زيباييش ببينم و تحسين كنم.
 


 

 

در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند

 

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی


با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

 

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان


در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

در این روش:

  • از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
  • از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
  • از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
  • از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
  • از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.

 

 

روان‌شناسی رنگ‌های مختلف

 

 

1- روان‌شناسی رنگ سیاه

  • سیاه تمام نورها در طیف رنگ‌ها را جذب می‌کند.
  • سیاه معمولاً به عنوان نماد ترس یا شیطان مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا به عنوان نشانگر قدرت نیز شناخته می‌شود. از رنگ سیاه برای نشان دادن شخصیت‌های خطرناک مثل دراکولا و یا جادوگران استفاده می‌شود.
  • رنگ سیاه در بسیاری از فرهنگ‌ها برای مراسم سوگواری مورد استفاده قرار می‌گیرد. این رنگ همچنین نشانگر غمگینی، جذابیت جنسی و رسمی بودن است.
  • در مصر قدیم، رنگ سیاه نشانگر زندگی و تولّد دوباره بود.
  • رنگ سیاه معمولاً به دلیل لاغر نشان دادن در نمایش‌های مد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

2- روان‌شناسی رنگ سفید

  • رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.
  • رنگ سفید می‌تواند در انسان احساس فضای بیشتر به وجود آورد.
  • رنگ سفید معمولاً نشانگر سرما، پاکیزگی و آرامش است. اتاقی که کاملاً به رنگ سفید نقاشی شده باشد ممکن است جادار و بزرگ به نظر آید امَا خالی و سرد است. بیمارستان‌ها و کادر پزشکی از رنگ سفید برای ایجاد حس پاکیزگی استفاده می‌کنند.

 

3- روان‌شناسی رنگ قرمز

 

  • رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.
  • رنگ قرمز، نشانگر عشق، حرارت و صمیمیت است.
  • رنگ قرمز، به وجود آورنده احساس شور و هیجان است.
  • رنگ قرمز، تحریک کننده احساس خشم و عصبانیت است.

 

  • 4- روان‌شناسی رنگ آبی
  • آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.
  • رنگ آبی، احساس آرامش را به ذهن می‌آورد و معمولاً نشانگر صلح، امنیت و نظم است.
  • رنگ آبی، می‌تواند احساس غم، درون‌گرایی یا گوشه‌گیری را در بعضی افراد به وجود آورد.
  • رنگ آبی معمولاً برای دکور دفاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد زیرا تحقیقات نشان داده است که افراد در اتاق‌های آبی کارآیی بیشتری دارند.
  • رنگ آبی با وجودی که از محبوبترین رنگ‌هاست امّا یکی از رنگ‌هایی است که کمترین اشتها را بر می‌انگیزد. در برخی از برنامه‌های کاهش وزن توصیه می‌شود که غذای خود را در بشقاب‌های آبی بکشید. رنگ آبی به ندرت به صورت طبیعی درخوراکی‌ها وجود دارد. همچنین رنگ آبی غذا معمولاً به عنوان نشانه فاسد بودن و یا سمّی بودن آن در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ آبی می‌تواند باعث کاهش ضربان قلب و حرارت بدن گردد.

5- روان‌شناسی رنگ سبز

  • رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.
  • رنگ سبز، نشانگر آرامش، خوشبختی، سلامتی و حسادت است.
  • پژوهشگران دریافته‌اند که رنگ سبز می‌تواند باعث افزایش قابلیت خواندن گردد. برخی از دانش‌آموزان و دانشجویان با قراردادن یک برگه شفاف سبز رنگ بر روی صفحه کتاب، می‌توانند مطالب را با سرعت بیشتری از حدّ معمول بخوانند و درک کنند.
  • رنگ سبز، از دیر باز نماد باروری بوده و در قرن پانزدهم برای لباس عروسی به کار می‌رفته است.
  • از رنگ سبز در دکوراسیون به دلیل اثر آرام بخشی آن استفاده می‌شود.
  • رنگ سبز باعث کاهش استرس می‌شود. کسانی که در فضای کاری سبز رنگ کار می‌کنند، کمتر دچار دردهای دستگاه گوارش می‌شوند.

6- روان‌شناسی رنگ زرد

  • رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
  • رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس می‌کند، بیشتر از بقیه رنگ‌ها چشم را خسته می‌کند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر کامپیوتر می‌تواند باعث چشم درد یا در حالت‌های خاص از دست دادن بینایی گردد.
  • رنگ زرد می‌تواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته می‌شود اما بیشتر مردم در اتاق‌های زرد رنگ، هیجانشان را از دست می‌دهند و بچه ها نیز در اتاق‌های زرد رنگ بیشتر گریه می‌کنند.
  • رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان می‌گردد.
  • چون رنگ زرد، از بقیه رنگ‌ها زودتر دیده می‌شود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

7- روان‌شناسی رنگ ارغوانی

  • رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.
  • رنگ ارغوانی نشانگر عقل و معنویت است.
  • رنگ ارغوانی خیلی کم در طبیعت وجود دارد و به همین دلیل ممکن است به عنوان نشانه مصنوعی یا غیر عادی بودن در نظر گرفته شود.

8- روان‌شناسی رنگ قهوه‌ای

  • رنگ قهوه‌ای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینان‌پذیری است.
  • رنگ قهوه‌ای همچنین می‌تواند حس غم و انزوا را به وجود آورد.
  • رنگ قهوه‌ای، حس گرما ، محبت، آسایش و امنیت را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ قهوه‌ای معمولاً بیانگر طبیعی بودن، زمینی بودن و متفاوت بودن است اما گاهی می‌تواند نشانگر پیچییدگی نیز باشد.

  9- روان‌شناسی رنگ نارنجی

  • رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژی‌زا در نظر گرفته می‌شود.
  • رنگ نارنجی، احساس هیجان، گرما و شور و شوق را به ذهن می‌آورد.
  • رنگ نارنجی، معمولاً برای جلب توجه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  10- روان‌شناسی رنگ صورتی

  • رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.
  • رنگ صورتی اثر آرام‌بخشی دارد. در ورزشگاه‌ها معمولاً رختکن تیم حریف را به رنگ صورتی نقاشی می‌کنند تا بازیکنان آن‌ها کم انرژی و منفعل شوند.
  • با وجودی که اثر آرام بخشی رنگ صورتی مشخص شده است ولی پژوهشگران دریافته‌اند که این اثر تنها در خلال مواجهه اولیه به وجود می‌آید. مثلاً هنگامی که از این رنگ در زندان‌ها استفاده شد، زندانیان پس از عادت کردن به آن، حتی نا آرامتر از قبل شدند.

 

 

 

  ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار

 

،

 

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 1:1  توسط  منیره ناجي  | 

 

باسمه تعالي

 

 

قانون انگيزه:

 

هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.

 

قانون انتظار:

 

اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير مي گذارد.

 

قانون تمركز:

 

هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

 

قانون عادت:

 

حداقل 95 درصد از كارهايي كه انجام مي دهيم از روي عادت است. پس مي توانيم عادت هايي را كه موفقيت مان را تضمين مي كنند در خود پرورش دهيم؛ و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيك و غير ارادي انجام نشود، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم.

 

قانون انتخاب:

 

زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افكار خود آزاد هستيم، كنترل كامل زندگي و تمامي آن چه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است.

 

قانون تفكر مثبت:

 

براي رسيدن به موفقيت و شادي، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ي ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

 

قانون تغيير:

 

تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.

 

قانون كنترل:

 

سلامتي ، شادي و عملكرد درست از طريق كنترل كامل افكار، اعمال و شرايط پيرامونمان به وجود مي آيد.

 

قانون مسؤوليت:

 

هر چه و هر كجا كه هستيد به خاطر آن است كه خودتان اين طور خواسته ايد. مسووليت كامل آن چه كه هستيد ، آن چه كه به دست آورده ايد و آن چه كه خواهيد شد بر عهده خود شماست.

 

قانون پاداش:

 

عالم در نظم كامل به سر مي برد و ما پاداش كامل اعمالمان را مي گيريم. هميشه از همان دست كه مي دهيم از همان دست مي گيريم. اگر از عالم بيشتر دريافت مي كنيد به اين دليل است كه بيشتر مي بخشيد.

 

قانون خدمت :

 

پاداش هايي را كه در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد.

 

قانون علت و معلول:

 

هر چه به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه تصميم بگيريد كه دقيقاً چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.

 

قانون ذهن:

 

شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد. پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

 

قانون عينيت يافتن ذهنيات:

 

دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست. كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد. زندگي ايده آل خود را با تمام جزييات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.

 

قانون رابطه مستقيم:

 

زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز تفكر و احساسات دروني شما ، و عملكرد و تجارب بيروني تان رابطه مستقيم وجود دارد. روابط اجتماعي ، وضعيت جسماني شرايط مالي و موفيت هاي شما بازتاب دنياي دروني شماست.

 

قانون باور:

 

هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.

 

 

قانون ارزش ها:

 

نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه كه
ارزش هايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.

 

قانون تأثير تلاش:

 

همه اميد ها، روياها، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سخت كوشي است. هر چه بيشتر تلاش كنيم؛ موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.

 

قانون آمادگي :

 

در هر حوزه اي موفق ترين افراد ، آن هايي هستند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند. عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است.

 

قانون حد توانايي :

 

شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهم ترين كارها وقت كافي هست. هر چه بيشتر كار كنيم كارايي بيشتري پيدا مي كنيم. اما بايد اموري را بر عهده بگيريم كه در حد توانمان باشد.

 

 

قانون تصميم:

 

مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است. در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل مي شود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم.

 

قانون خلاقيت:

 

ذهن ما مي تواند به هر چيزي كه باور داشته باشد دست يابد . هر نوع پيشرفتي در زندگي با يك ايده آغاز مي شود و چون توانايي ما در خلق ايده هاي جديد نامحدود است آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.

 

قانون استقامت:

 

معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها و نااميدي هاست . استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتاً سرانجام موفق خواهيم شد.

 

قانون صداقت:

 

خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.

 

قانون انعطاف پذيري:

 

در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دست يابي به آن ها انعطاف پذير باشيد. درعصر تحولات سريع و رقابت شديد، انعطاف پذيري از ضروريات است.

 

قانون خوشبختي:

 

كيفيت زندگي ما را احساسمان در هر لحظه تعيين مي كند واحساس ما را تفسير خودمان از وقايع پيرامونمان مشخص مي سازد، نه خود وقايع. هرگز براي اين كه تجربه خوشي از دوران كودكي داشته باشيد دير نيست. كافي است گذشته را مرور كنيد و روشي را كه براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.

 

قانون تعجيل :

 

ما همواره دوست داريم كه هر چه زودتر به آرزوهايمان برسيم، به هميت دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي بي قراريم.

 

قانون فرصت:

 

بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي زندگي مان به وجود مي آيد. پس بزرگترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ماست.

 

قانون خود شكوفائي:

 

شما مي توانيد هر چه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد. آن هايي كه مي آموزند توانا هستند.

 

قانون بخشندگي :

 

هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد، آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد. شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشي هستيد.

 

 

برگرفته از كتاب: قوانين جهاني موفقيت

 

كارشناسي تكنولوژي و گروه هاي آموزشي دوره متوسطه سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:49  توسط  منیره ناجي  | 

ای خدا به من آن مقام ترس وخشیت از جلال و عظمّت را عطا کن

 که گویا تو را می بینم و مرا به تقوا و طاعتت سعادت بخش

 و به عصیانت شقاوتمند مگردان و قضا و قدرتت را بر من خیر و مبارک ساز

تا در خوش و ناخوش مقدّرات تو آنچه را بر من

دیر می خواهی زودتر نخواهم

و آنچه زودتر می خواهی دیرتر مایل نباشم.

 

خدایا مرا به بی نیازی در نفس و یقین در قلب

و اخلاص در عمل

 و نور درچشم و بصیرت در دین عطا فرما.

فرازی از دعای عرفه

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:48  توسط  منیره ناجي  | 

 

 

بسياري از متخصصين معتقدند كه بهتر است كودكان زير 3 سال اصلا با كامپيوتر و بازيهاي ويديويي آشنا نشوند و تا آنجا كه ممكن است با اسباب بازي هاي قابل لمس و واقعي مثل لگو و خانه سازي و ... سرگرم شوند

بعبارت ديگر اسباب بازيهاي انتزاعي براي اين سن مناسب نيست . اما اگر كودك زير 5 سال شما قبلا دسترسي به اين بازيها پيدا كرده است و اين امر بعنوان عادتي براي او در امده است ، بايد هم اكنون به فكر شروع قانون و تعيين حدود براي بكارگيري اين بازي ها باشيد .

 

ابتداد بايد فهميد كه چقدر او بازي كامپيوتري انجام مي دهد و در بقيه زمان آزادش چه كارهايي مي كند .

اغلب متخصصان رشد كودك پيشنهاد مي كنند كه مجموع زمان استفاده از صفحه نمايشگر _ كه شامل صفحه تلويزيون ، تماشاي فيلم ويديو و كارتون ، جستو جو در اينترنت ( براي كودكان بزرگتر ) و بازيهاي ويديوئي مي شود _ بايد بين يك ساعت تا حداكثر دو ساعت در روز تعيين شود .

اگر كودك شما 45 دقيقه در روز ، بازي كامپيوتري دارد و بعد يك برنامه تلويزيوني مي بيند و مدتي را هم مشغول فعاليت فيزيكي و جست و خيز است ، عملا جاي نگراني نيست . ولي اگر ساعت ها جلوي كامصيوتر باشد و به دسته بازي بچسبد ، يعني بيش از حد مشغول بازي كامپيوتري است .

اين چند پيشنهاد را براي به كنترل درآوردن مدت بازي كامپيوتري او طرح مي كنيم 

 

قبل از ارائه بازي كامپيوتري يك محدوديت زماني مشخص را به كودك اطلاع دهيد . براي كودكان در اين محدوده سني مي توانيد از ساعتهاي زمان دار كه معمولا در آشپزخانه ها بكار مي رود ، استفاده كنيد . مثلا به او بگوييد تا اين ساعت زنگ بزند مي تواني بازي كني و عدد آن را براي مثال روي 30 دقيقه قرار دهيد . وقت بازي كه به سر آمد اگر كودك به قانون اهميت داد او را تشويق كنيد و براي تمام كردن بموقع بازي پاداش دهيد .ولي اگر زمان را نديده گرفت يا براي زمان بيشتري وارد چانه زني شد ، به آرامي قوانين بازي را به او توضيح دهيد . اگر مخالفت ادامه داشت مي توانيد بازي با كامپيوتر را به عنوام نتيجه قانون شكني ، براي مدت محددي متوقف كنيد ، مثلا زمان بازي فرداي كودك را بگيريد  

 

 

براي اين اعتراص كودك كه " الان من وسط بازي ام . اينجا جاي خيلي حساس بازي است و .. " راه حلي بينديشيد . اعلب بازيه هاي كامپيوتري ، قابليت ذخيره سازي بازي را دارند . بنابراين ، بدون خراب شدن بازي، كودك قادر است وسط بازي هم، همه چيز را دست نخورده براي نوبت بعدي ذخيره كند . شايد لازم باشد كه اين ذخيره سازي را به او ياد بدهيد  

 

چند سرگرمي ديگر براي وقتي كه "زمان بازي تمام شده است " براي كودك در نظر بگيريد . مثل كمك در آشپزي به مامام يا كتاب خواندن با بابا يا مامان ، نقاشي كشيدن و ...اين كار به انحراف توجه او از ابزي كمك مي كند و راحت تر دست از كامپيوتر مي كشد

 

به او بگوييد قبل از بازي كامپيوتري بايد همه كارهايش مثل جمع كردن اتاق و اسباب بازيهايش را انجام داده باشد . يا مثلا قبل از برنامه تلويزيون مورد علاقه بايد اين كارها انجام شده باشد

 

از قرار دادن كامپيوتر در اتاق كودك و هرجائي كه او بتواند دور از چشم شما به بازي مشغول شود ، خودداري كنيد . بطور كلي بهتر است كه كامپيوتر در محلي كه جنبه عمومي تر دارد مثل اتاق نشمين قرار داده شود و جلوي آن نيز امكان نشستن براي دو تا سه نفر فراهم آيد تا هم كاربرد اين وسيله زير نظر باشد و هم بعنوان يك وسيله، به اجتماعي شدن كودك كمك كند

 

عده اي معتقدند كه كامپيوتر باعث ايزوله شدن كاربر و ايجاد بيماريهايي مثل چاقي و تغيير يافت اسكلت بدن ( قوز، انحراف مهره هاي ستون فقرات و ... ) مي شود و البته چنبه هاي مثبت به كارگيري كامپيوتر در آموزش كودكان نيز غيرقابل انكار است : مواردي مثل ديكته، رياضي و درك متون و خيلي از مهارتهاي ديگر . همچنين تقويت مهارت حركتي ظريف كودكان و سرعت عمل آنها با اين بازيها عملي است . اما چراغ خطر مهم اين است كه كامپيوتر جاي روابط اجتماعي كودك را بگيريد و كودك به جاي پيدا كردن دوست با اين وسيله ارتباط برقرار كنند كه اين حالت حتي در كودكان فربيك هم به مراتب تقويت مي شود و عملا كودك در يك حلقه معيوب قرار مي گيرد 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 23:36  توسط  منیره ناجي  | 
 

همه ما براي زندگي خود برنامه اي در نظر گرفته ايم و اهدافي را در ذهن پرورانده ايم و تلاش مي كنيم تا به آنها دست پيدا كنيم. حال در اين راه پر فراز و نشيب نياز داريم تا با آشنايي با برخي تكنيك ها، بر سختي هاي راه فائق آمده و سربلند به راه خود ادامه دهيم.

چند راه براي رسيدن به هدف هاي زندگي:

1 - هدف را براي خود تعريف كنيد.

2 - آن را مبهم و مجهول باقي نگذاريد. به روشن ترين شكل ممكن به آن بنگربد.

3 - براي آن كه يك هدف تحقق يابد نياز است تا اقدامات مورد نياز براي رسيدن به آن انجام شود. پيش خود فكر كنيد كه براي رسيدن به هدفتان چه كارهايي بايد انجام دهيد.

4 - آن هدف را به بخش هاي كوچك تقسيم كنيد و از همه زوايا مورد ارزيابي قرار دهيد. براي هر بخش اقدام مورد نياز را شناسايي کنيد تا مستقيماً به انجام آن كار بپردازيد.

5 - براي هدف خود يك مقياس در نظر بگيريد. به عنوان مثال اگر هدفتان ارتقاي سطح تحصيلي است، فكر كنيد كه تا چه درجه اي مي خواهيد پيش برويد؛ يا اگر به فكر كسب ثروت بيشتري هستيد، محاسبه كنيد كه در هدف خود چه سقف پولي را در نظر گرفته ايد.

 

6 - ميزان پيشرفت خود را محاسبه كنيد. هميشه مدت زماني بنشينيد و به كارهايي كه براي تحقق آرمانتان انجام داده ايد و ميزاني كه موفق شده ايد، فكر كنيد.

7 - يك مدت زمان براي رسيدن به هدف تعيين كنيد و فرصت نهايي را در نظر بگيريد. اين كار باعث مي شود كه براي پيشبرد كارها تلاش بيشتري كنيد و هدف خود را جدي تر ببينيد.

8 - هدفي انتخاب كنيد كه از پس آن بر مي آييد. زندگي يك رؤياي شيرين نيست كه با تخيل به آن دست يابيد، بلكه واقعيتي است كه خيلي چيزها در آن محدود شده است. از اين رو، هدفي داشته باشيد كه مي دانيد مي توانيد به آن برسيد و از عهده شما خارج نيست.

9 - براي رسيدن به هدف برنامه ريزي كنيد. راه ها و استراتژي هايي طراحي كنيد كه شما را براي رسيدن به هدفتان ياري مي دهد.

10 - هدف خود را مرحله اي كنيد. زندگي متشكل از مراحل مختلف است و براي رسيدن به يك هدف مي بايست مراحل مختلف را پله پله طي كرد.

اتفاق يك شبه، راه رسيدن به هدف نيست، بلكه قدم هاي استوار و مداوم رمز موفقيت است.

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:38  توسط  منیره ناجي  | 
پرواز
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 1:30  توسط  منیره ناجي  | 

 

 

چگونه بايد با خشمي که براي مدت مديدي فرو خورده شده ، مواجه شد؟

اولين قدم ، کسب آگاهي از علت خشم است. يکي از راه ها اين است : نظري کلي بر احساسات ، موقعيت ها و افکار خود هنگام احساس خشم شديد دروني داشته باشيد. بعضي از افراد به واسطه تربيت دوران کودکي مبني بر فرو خوردن هيجانات ، علي الخصوص خشم خود، مشکل جدي در تجربه خشم دارند. شايد فرد از نقطه نظر رفتاري نياز داشته باشد به متکا يا اشياء ديگر ضربه بزند، بيان خشم توسط ضربه زدن به اشياء هدف نهايي نيست بلکه از جمله گام هاي مياني به حساب مي آيد. بايد حواستان جمع باشد که ناخواسته رفتار جديدي از ناراحت شدن، توسط ضربه زدن به اشياء به وجود نياوريد. سعي نکنيد که تمامي خشم خود را يکباره بيرون بريزيد. با افکار و موقعيت خود به بهترين نحو برخورد کنيد. در اين صورت شما مي توانيد در برابر افکار و موقعيت هاي خشمناک جايگاه و بنياني محکم داشته باشيد.

رابطه ي خشم و درد

افراد ، خشم را به طرق متفاوتي در بدن خود تجربه مي کنند. بعضي ها در هنگام خشم ، گويي دور گردنشان گرم مي شود، تمام بدنشان به خارش مي افتد و گاهي هم احساس ناراحتي در معده خود مي کنند. اگر کسي به طور مداوم داراي دردهاي بطني باشد به يک پزشک متخصص مراجعه مي کند؛ اما بعضي از افراد احتمال دارد که خشم را به صورت دردهاي بطني تجربه کنند.

بخشش و خشم

«بخشش» مي تواند اولين قدم در کنترل و مديريت خشم باشد و اغلب قوي ترين تکنيک در جهت بازيابي کنترل بر زندگي است.

بخشش به معناي «چشم پوشي از اتفاقي که براي شما افتاده» نيست ، بلکه بدين معناست که شما به نوعي نمي گذاريد کنترل شما به دست خشم و هيجان منفي بيفتد.

از سوي ديگر بخشش به معناي ضعف شما نيست. اين که سرچشمه زندگي را به دست بگيريد و اجازه ندهيد که « گذشته» کنترل شما را به دست بگيرد نشان کاملي از قدرت است . ديگر اين که بخشش بدين معنا نيستند که شما در سطح همان فردي هستيد که شما را آزرده خاطر کرده است. در اينجا نظر شما را به نکته خاصي جلب مي کنيم. بخشش و اطمينان به يک معنا نمي باشد. زماني که فردي عميقاً موجب آزار شما شود، شايد مدت زمان خاصي لازم باشد که شما مجدداً به سطح قبلي اطمينان دست يابيد.

اگر به فردي خسارتي وارد آيد، آسيب و صدمه حادث شده است و ما هم قصد نداريم چيز اشتباهي را صحيح نشان دهيم. آنچه که ما مي گوييم اين است که نمي خواهيم به وسيله حوادث و رخدادها کنترل شويم و به زنجيره گذشته خود وصل شويم . بخشش يعني گذشته را رها کردن تا بدين ترتيب بيشتر بتوانيم به دنبال زندگي خود برويم.

طلب کمک در مواقع خشم شديد

اين مسئله مهم است که شما به هنگام عصبانيت براي خود يا ديگران خطر آفرين نباشيد. اگر دچار چنين حالتي هستيد با فردي مطمئن مشاوره کنيد و افکار و احساسات خود را پيش او به راحتي بيان کنيد. بهتر است که خود را مسئول بدانيد. اين امر به شما کمک مي کند تا بر اعمال خودتان کنترل بيشتري داشته باشيد.

مي توانيد از گروه هاي مديريت خشم و حتي روان درماني جهت تعيين علل خشم شديد استفاده کنيد و بر روي ديگر راه هاي مواجهه با خشم ( به جز صدمه رساندن به خود و ديگران ) کار کنيد. اگر ديديد که باز هم تمايل به آسيب رساندن به خود و ديگران در شما ادامه دارد مي توانيد به يک روان پزشک مراجعه کنيد.

خشم نسبت به افرادي که دوستشان داريم

 

حقيقت دارد که تمامي ما کارهايي را انجام مي دهيم که بهترين نتيجه را برايمان داشته باشد. شايد شما همسري داشته باشيد که به هنگام عصبانيت فرياد مي زند و ناسزا مي گويد . در اين صورت همسر شما از خشم کلامي به عنوان ابزاري استفاده مي کند تا شرايط را تحت کنترل خود در آورد و شما را در بحث خاموش کند. واضح است که او ياد گرفته که داد و فرياد کردن مساوي است با سکوت و خاموشي طرف مقابل ، از اين رو همين روش را ادامه مي دهد.

شما بهتر است هنگامي که او عصباني نيست با وي صحبت کنيد . در ضمن مي توانيد با مراجعه به مشاور و کسب کمک ، مهارت هاي ارتباطي بيشتري کسب کنيد.

متوقف ساختن خشم

اولين قدم در شکستن يک عادت آن است که بدانيم مبتلا به عادت هستيم. ما اغلب بدين خاطر به سرعت عصباني مي شويم چون به شرايط استرس آفرين ، سريع پاسخ مي دهيم.

يکي از تکنيک هاي مؤثر در توقف خشم اين است که هنگام آرامش ، به تجزيه و تحليل برنامه هاي منطقي تر براي شرايط مشابه در آينده بپردازيم.

يکي ديگر از تکنيک هاي مؤثر آن است که از قبل براي موقعيت هايي که استرس آفرين هستند خودمان را آماده کنيم. اگر مي دانيم که رئيس ما به خاطر اشتباه ما سرمان داد خواهد کشيد ، از قبل فکر مي کنيم که چگونه آرام و دور از عصبانيت بمانيم. اين برنامه ريزي شامل افکار ما، روش هاي مختلف رهاسازي و حتي بهترين راه فرار از موقعيت پر استرس در اسرع وقت است. طرح برنامه قبل از وقوع موقعيت به ما اين امکان را مي دهد که بر افکار خود تمرکز داشته باشيم و اجازه ندهيم که خشم چون گذشته تسلط خود را بر زندگي ما داشته باشد.

تأثير خشم بر تفکر و رفتار ما

«خشم» هيجاني فوق العاده قوي است علي الخصوص زماني که با ديگر احساسات ترکيب شود. از آنجايي که خشم موضوع قابل تمرکزي است ، تفکر ما را غبار آلود مي کند و از اين رو تأثير خود را بر بدن ما مي گذارد.

زماني که ما عصباني مي شويم، در حقيقت اين خشم نتيجه عاملي است که سريعاً افکار خاصي را از ذهن ما مي گذراند. هنگامي که تهديد شويم و يا اين که فوق العاده شرمنده ، عضلاتمان منقبض مي شود، خون در عضلاتمان جريان مي يابد و از اندام هايمان دور مي شود ، چشم ها تنگ و باريک مي شوند و قلبمان به سرعت مي تپد. هنگامي که هيجان ، قدرت را به دست مي گيرد، توجه کمي به تفکر منطقي معطوف مي شود. ناگهان در موجي هيجاني غوطه ور مي شويم که احساسات سکان دار آن هستند و افکار منطقي جاي کمتري دارند.

کنترل خشم خود

به طور کلي ، عوامل مختلف زيادي در کنترل خشم وجود دارد. در ابتدا بايد هر آنچه که عامل ايجاد کننده خشم ما محسوب مي شود، از قبيل شرايط ، افراد ، عبارات و ... را خنثي و باطل کنيم. مي توانيد فهرست کاملي از عوامل برانگيزاننده خشم خود تهيه کنيد مثل:

* غيرمنصفانه با من برخورد مي شود.

* گير افتادن در ترافيک

* گم کردن کليدها

* سرآسيمه شدن

* خرابي ماشين

* مورد توجه واقع نشدن

* اين که به شما بگويند چه کار کن و چه کار نکن

* گم شدن

* و ...

 

 

سپس فکر کنيد که به اين موقعيت ها چگونه پاسخ مي دهيد. از طريق فهرستي که تهيه کرده ايد ببينيد در اين شرايط چه افکاري از ذهنتان عبور مي کند؛ آنها را يادداشت کنيد. به مثال زير توجه کنيد:

* غيرمنصفانه با من برخورد کرده اند

« او مي خواهد که من شکست بخورم»

* گير افتادن در ترافيک

«عجب آدم هاي احمقي راننده شده اند.»

* کليدها را گم کرده ام.

« مي دانم حتما کسي آنها را دزديده است.»

يک بار که فهرست خود را به اتمام رسانديد، به عقب بر گرديد و جهت و سمت و سوي خود را مورد بررسي قرار دهيد. آيا شرايط را مورد شماتت قرار مي دهيد، آيا تمايل داريد که خودتان را مورد شماتت قرار دهيد يا به گونه اي رفتار مي کنيد که باعث افزايش خشم شما مي شود. ببينيد بدن شما به اين افکار چگونه پاسخ مي دهد. آيا احساس مي کنيد که عصباني و خشمگين شده ايد؟ هرگاه که به شناسايي علايم فيزيکي خشم خود پرداختيد نهايتاً ببينيد که در شرايط خاص ، يعني

1. زماني که شرايط از طريق شما به وجود مي آيد و

2. هنگامي که شما علايم اوليه خشم را شناسايي مي کنيد،

چگونه پاسخ مي دهيد. آنها را بنويسيد و تمرين کنيد و آماده استفاده بلافاصله و مناسب به هنگام نياز باشيد.

به ياد داشته باشيد که «خشم» سريع حرکت مي کند و سريع کنترل اوضاع را به دست مي گيرد. رمز کار اين است که علايم اوليه را بشناسيد. در اينجا فهرستي از راهکارهاي عملي و کوتاه جهت کنترل خشم و فرونشاندن آن آورده شده است.

* نفس عميق کشيد.

* تا ده بشماريد.

* از تمريناتِ رهاسازي بدن استفاده کنيد.

* کمي قدم بزنيد.

* با يکي از دوستان خود صحبت کنيد.

* در ذهن خود يک تابلوي «ايست» تصور کنيد.

* به خودتان عباراتي از اين قبيل بگوييد: « اين مطلب آن اندازه که الان فکر مي کنم بد نيست»

« فکر مي کنم اگر به آن توجهي نکنم بهتر مي شوم»

تمرين شما را بي نقص مي کند. هرچه بيشتر بتوانيد از اين تکنيک ها استفاده کنيد بهتر مي توانيد بر آنها تسلط پيدا کنيد. به نظر شما بهتر نيست که ما به جاي احساسات و هيجاناتمان با عقل و منطقمان حرکت کنيم ؟

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:54  توسط  منیره ناجي  | 

- زندگي شما وقتي بهتر مي شود که شما بهتر شويد. آنگاه پيشرفت شما نامحدود خواهد شد.

2- براي يک فرد موفق، تحصيل هرگز خاتمه نمي يابد. هر روز مطلب جديدي ياد بگيريد.

3- هر روز يک ساعت از وقت خود را صرف مطالعه در حيطه کاري خود کنيد . در اين صورت هر هفته يک کتاب و هر سال پنجاه کتاب مطالعه خواهيد کرد.

4- تا آنجا که برايتان امکان دارد دوره هاي آموزشي مفيد را بگذرانيد. مشتاقانه به دنبال سمينارها و کلاس هاي جديدي باشيد که مي توانند به شما کمک کنند.

5- با تمرکز مداوم بر روي عملکرد خود و نتايج حاصل از آن ، بر سرعت کار خود بيفزاييد.

6- از وقت ، خوب استفاده کنيد. هر دقيقه را هم به حساب آوريد.

7- براي ارزيابي خود را از قبل آماده کنيد. در جلسه همه مشغول ارزيابي شما هستند، بخصوص رئيستان.

 

8- افرادي که در جلسات اظهار نظر نمي کنند از نظر سايرين فاقد حس همکاري هستند.

9- براي انجام کار بيشتر داوطلب شويد و مرتباً مسئوليت هاي جديدي را برعهده گيريد.

10- اگر تمام توانتان همين است که در حال حاضر به کار گرفته ايد، بنابراين حاصل کار حال و آينده تان تفاوت چنداني با يکديگر نخواهد داشت.

11- موفقيت شما در زندگي رابطه مستقيم دارد با کاري که اکنون انجام مي دهيد، کاري که پس از آن انجام خواهيد داد و کارهايي که قرار است در آينده انجام دهيد.

 هر روز يک ساعت از وقت خود را صرف مطالعه در حيطه کاري خود کنيد . در اين صورت هر هفته يک کتاب و هر سال پنجاه کتاب مطالعه خواهيد کرد.

12- اگر بيش از دستمزدتان کار نکنيد، هرگز نمي توانيد دستمزدي بيش از آنچه که اکنون دريافت مي کنيد مطالبه کنيد.

13- از رئيستان نهايت استفاده را ببريد. از هر فرصتي براي بالابردن مهارت ها و توانايي هايتان استفاده کنيد.

14- هزينه هاي لازم را پرداخت کنيد، در موارد لازم فداکاري کنيد و هر مانعي را از سر راه برداريد تا در کار خود بهترين باشيد.

15- شما مي توانيد هر هدفي را براي زندگي خود مشخص کنيد و براي رسيدن به آن هر چيزي را که لازم است فرا بگيريد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:38  توسط  منیره ناجي  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا